سینمای البرز در مسیر ساختن یک زیستبوم حرفهای؛
از «دیار» تا روایت هویت شهری کرج
روز ملی سینما، بهانهای است برای مرور آنچه بر سینمای ایران گذشته و نگاهی دوباره به ظرفیتها، چالشها و افقهای پیش روی این هنر در نقاط مختلف کشور. سینمای استانها، بهعنوان بخشی مهم از بدنه سینمای ایران، بیش از هر زمان دیگری نیازمند سیاستگذاری هدفمند، کشف و پرورش استعدادها، حمایت از تولید و شکلگیری شبکهای پویا میان هنرمندان و نهادهای فرهنگی است؛ مسیری که در استان البرز نیز با رویکردهای تازهای دنبال میشود.
در همین زمینه، به سراغ محمدعلی خبیر از کارگردانان و تهیه کنندگان جوان استان که کمتر از یکسال است که عهدهدار مدیریت دفتر آفرینشهای تصویری حوزه هنری استان البرز شده است رفتهایم تا درباره مهمترین فعالیتهای حوزه هنری البرز در حوزه تولید، آموزش و رویداد، تعامل با سینماگران استان و برنامههای پیشرو گفتوگو کنیم.
این گفتوگو همچنین فرصتی است برای بررسی نگاه و راهبردهای حوزه هنری البرز در مسیر شکلدهی به یک زیستبوم فعال و پایدار سینمایی و تقویت جایگاه سینما در روایت هویت فرهنگی و شهری البرز.
روز ملی سینما معمولاً فرصتی است برای مرور کارنامه یکساله سینما. اگر بخواهیم گفتوگو را از همین نقطه آغاز کنیم، ارزیابی شما از وضعیت امروز سینمای البرز چیست؟
به نظرم پیش از هر چیز باید میان «تعداد فیلمهای تولیدشده» و «وضعیت سینمای یک استان» تفاوت قائل شویم. ممکن است در یک سال چند فیلم ساخته شود، اما این الزاماً به معنای شکلگیری یک جریان سینمایی نیست. البرز از ظرفیت انسانی قابلتوجهی برخوردار است؛ فیلمسازان جوان، نویسندگان، مستندسازان، عکاسان و هنرمندانی که بخشی از آنها میتوانند در سطح ملی فعالیت کنند. اما آنچه برای ما اهمیت دارد، ایجاد یک مسیر پیوسته از استعدادیابی، آموزش، تولید، رویداد، تجربهاندوزی، نمایش و ارتباط با فضای حرفهای سینمای کشور است. به همین دلیل، رویکرد دفتر آفرینشهای تصویری را نمیتوان فقط در تعداد تولیدات خلاصه کرد. ما به دنبال ساختن و تقویت یک زیستبوم هستیم.

این نگاه در عمل چگونه خودش را نشان داده است؟ آیا نمونه مشخصی برای توضیح این رویکرد دارید؟
یکی از نمونههای روشن، فراخوان حمایت از تولید فیلم کوتاه «دیار» بود. فراخوان در بهمنماه سال گذشته منتشر شد و تا پایان اردیبهشتماه ادامه داشت. در این مدت ۱۶۶ طرح و فیلمنامه در قالب فیلمنامههای داستانی، مستند، انیمیشن و آثار مبتنی بر هوش مصنوعی به دبیرخانه رسید. برای ما این استقبال، بیش از آنکه یک آمار باشد، یک نشانه بود؛ نشانهای از وجود ظرفیت تولید و ایده در استان. پس از بررسی آثار، ۱۱ طرح و فیلمنامه به مرحله مصاحبه حضوری و پیچینگ راه پیدا کردند و در نهایت سه اثر برای تولید انتخاب و قرارداد تولید آنها منعقد شد.
۱۶۶ اثر عدد قابلتوجهی است. اما در چنین فرآیندی احتمالاً انتخاب چند اثر نهایی کار سادهای نیست. ارزیابیها بر چه مبنایی انجام شد؟
طبیعتاً فقط ایده اولیه ملاک نبود. قابلیت تبدیل ایده به فیلم، کیفیت فیلمنامه یا طرح، ظرفیت اجرایی، نگاه خلاقانه و امکان تحقق پروژه نیز مورد توجه قرار گرفت. از طرف دیگر، اصرار داشتیم فرآیند انتخاب، از فضای صرفاً اداری فاصله بگیرد. به همین دلیل شورای پیچینگ را با حضور سینماگران باتجربه تشکیل دادیم. افرادی مانند حسن نجاریان داریانی، رهبر قنبری و سعید پوراسماعیلی در این شورا حضور داشتند. این اتفاق برای ما اهمیت داشت، چون فیلمساز استان باید بتواند ایده خود را در معرض یک ارزیابی حرفهای قرار دهد و با ادبیات و استانداردهای رایج در سینمای حرفهای کشور مواجه شود.
شما چند بار از «مسیر رشد» فیلمساز صحبت کردید. آیا آموزش هم در همین چارچوب تعریف شده است؟
دقیقاً. اگر استعدادیابی انجام دهیم اما بعد از شناسایی استعداد، مسیر آموزشی و عملی برای او وجود نداشته باشد، اتفاق چندانی نیفتاده است. به همین دلیل در دفتر آفرینشهای تصویری، آموزش را یکی از ارکان اصلی فعالیت خودمان قرار دادهایم و در این مدت برنامههای مختلفی از جمله مسترکلاسهای انتقال تجربه با عنوان «ده استاد»، مدرسه سینمایی ژرفا و کارگاههای «صد راه برای تولید فیلم صد» و «از صفر تا صد» را با حضور سینماگران شناخته شده کشور از جمله محمدحسین لطیفی و هادی مقدومدوست برگزار کردهایم. تلاش ما این است که آموزش صرفاً انتقال اطلاعات نباشد. فیلمساز باید در کنار دانش سینمایی، با فرآیند تولید، ارائه و دفاع از ایده، کار گروهی و الزامات حرفهای تولید نیز آشنا شود.
در کنار این فعالیتها، نشستهای «همواره» نیز برگزار شده است. این نشستها چه مسئلهای را دنبال میکنند؟
«همواره» برای ما فرصتی برای گفتوگوی مستقیم با جامعه سینمایی استان است. مدیریت فرهنگی اگر فقط از پشت میز درباره مسائل هنرمندان تصمیم بگیرد، ممکن است بخشی از واقعیت را نبیند. در نشستهای «همواره» موضوعات و دغدغههای قابل جالبی مطرح میشود، موضوعاتی نظیر رفع موانع تولید، راهبردهای کاهش هزینه و حفظ کیفیت در تولید فیلم کوتاه و حتی در نشست اخیر این رویداد به بحث نقش سینما در بازآفرینی و بازنمایی هویت شهری کرج پرداختیم، که به نظرم میتواند مسیر بخشی از فعالیتهای آینده حوزه هنری و در کل سینمای استان البرز را هم تحت تأثیر قرار دهد؛
این موضوع چه ابعادی داشت؟ آیا منظورتان این است که سینما میتواند در معرفی کرج نقش داشته باشد؟
بله، اما موضوع فراتر از معرفی شهر است. ما درباره این صحبت کردیم که اگر قرار باشد سینما در بازنمایی و حتی بازآفرینی هویت شهری کرج نقش داشته باشد، باید تولید فیلم درباره شهر، هدفمند و مبتنی بر شناخت دقیق شهر باشد. یک فیلمساز نمیتواند صرفاً با چند نمای عمومی از خیابانها و بناهای شهر، تصویری واقعی از هویت کرج ارائه کند. لازم است ظرفیتهای تاریخی، اجتماعی، معماری، فرهنگی، انسانی و حتی خاطرات جمعی شهر شناسایی شوند و فیلمسازان با این ظرفیتها آشنایی بیشتری پیدا کنند. در همان نشست، سینماگران نیز بر ضرورت شناخت و شناسایی ظرفیتهای شهر کرج برای تبدیلشدن به سوژه، موقعیت، لوکیشن یا حتی ایده فیلم تأکید داشتند.
پس ظاهراً قرار است این بحث در سطح یک نشست باقی نماند.
خیر. اتفاقاً از دل همین گفتوگو به این نتیجه رسیدیم که باید چند پنل و نشست تخصصی برگزار کنیم. یکی از نخستین برنامهها، پنلی است که سهشنبه ۲۴ شهریورماه، به مناسبت روز ملی سینما، در آمفیتئاتر دانشکده کشاورزی برگزار خواهد شد و در آن اساتید، پژوهشگران و سینماگران استان حضور خواهند داشت. هدف این است که ظرفیتهای کرج از زوایای مختلف مورد بررسی قرار بگیرد و این اطلاعات در اختیار جامعه سینمایی قرار گیرد. معتقدم اگر قرار است سینمای البرز درباره شهر خودش فیلم بسازد، قبل از دوربین باید «نگاه» و «شناخت» شکل بگیرد.
این نکته جالب است؛ یعنی دفتر آفرینشهای تصویری میخواهد بخشی از مأموریت خود را به ایجاد «مواد اولیه» برای فیلمسازی اختصاص دهد؟
تعبیر درستی است. اما بهتر است بگویم تمام تلاش ما این است که رویدادهایی برگزار کنیم که برای سینماگران استان «الهامبخش» باشند. گاهی تصور میکنیم حمایت از سینما فقط یعنی پول دادن برای تولید یک فیلم. در حالی که حمایت میتواند قبل از مرحله تولید اتفاق بیفتد. اگر فیلمساز بداند در یک شهر چه شخصیتها، مکانها، قصهها، رخدادها و ظرفیتهایی وجود دارد، احتمال شکلگیری ایدههای خلاقانه و بومی بیشتر میشود. اتفاقاً یکی از اهداف ما همین است که کرج را به یک منبع ایده برای سینماگران تبدیل کنیم.

در همین ارتباط، اخیراً خبر برگزاری نمایشگاه عکس «داستان شهر جنگی» نیز مطرح شده است. این نمایشگاه چه ارتباطی با این رویکرد دارد؟
ارتباط مستقیمی دارد. دفتر آفرینشهای تصویری حوزه هنری استان البرز با همکاری انجمن سینمای جوانان ایران ـ دفتر کرج، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه هنرمندان کرج نمایشگاه عکسی با عنوان «داستان شهر جنگی» برگزار خواهد کرد. در این نمایشگاه عکسهای عکاسان استان از روزهای جنگ تحمیلی سوم به نمایش گذاشته میشود. برای ما این نمایشگاه صرفاً یک رویداد عکاسی نیست. عکس میتواند بخشی از حافظه بصری یک شهر را حفظ کند و به نسل امروز نشان دهد که شهر در یک مقطع تاریخی چگونه زیسته، چه تغییراتی را تجربه کرده و مردم چه مواجههای با جنگ داشتهاند.
یعنی میتوان گفت این نمایشگاه هم به نوعی در امتداد همان ایده «روایت شهر» قرار میگیرد؟
کاملاً. ما نیاز داریم حافظه تصویری کرج را جدیتر بگیریم. شهر فقط ساختمانها و خیابانها نیست. آدمها، اتفاقات، بحرانها، شادیها، خاطرات و تجربههای جمعی هم بخشی از هویت یک شهر هستند. نمایشگاه «داستان شهر جنگی» از این منظر اهمیت دارد که بخشی از یک دوره تاریخی را از طریق نگاه عکاسان استان ثبت و بازخوانی میکند. امیدواریم چنین برنامههایی بتوانند زمینهای برای گفتوگو میان عکاسان، فیلمسازان، پژوهشگران و مردم درباره تاریخ معاصر شهر فراهم کنند. از سوی دیگر، همین تصاویر میتوانند در آینده برای مستندسازان و فیلمسازان به منابع ارزشمندی برای پژوهش و ایدهپردازی تبدیل شوند.
در کنار این فعالیتهای مرتبط با هویت شهری، تولید فیلم هم ادامه داشته است. درباره تولیدات اخیر دفتر چه اتفاقی افتاده؟
در سال جدید و بعد از جنگ 40 روزه، در حوزه فیلمهای صدثانیهای دو فیلم کوتاه تولید کردهایم. یکی از این آثار، «سالن انتظار» به نویسندگی و کارگردانی حسین فلاحآبادی است که به بخش مسابقه ملی پانزدهمین دوره جشنواره فیلم صد راه پیدا کرد. برای ما این اتفاق اهمیت دارد، چون نشان میدهد میتوان از ظرفیتهای استانی آثاری تولید کرد که قابلیت حضور در رویدادهای ملی را داشته باشند. اما باز هم تأکید میکنم که هدف ما فقط تولید چند فیلم نیست؛ میخواهیم فرآیند تولید به یک تجربه قابل تکرار تبدیل شود. علاوه بر این فیلم انیمیشن «رؤیاها» و مستند «تمام زندگی من» به تازگی تولید شده و سه فیلم کوتاه دیگر در مرحله پیش تولید قرار دارند.
از صحبتهای شما اینطور به نظر میرسد که «زیستبوم» کلیدواژه اصلی برنامههای دفتر است. اگر بخواهید این زیستبوم را در چند محور توضیح دهید، چه میگویید؟
برای ما چند محور به هم پیوسته وجود دارد: استعدادیابی، آموزش، تولید، شبکهسازی، نمایش و توسعه مخاطب که به طور خلاصه در سه حوزه تولید، تربیت و رویداد خلاصه میشوند. اما یک موضوع دیگر نیز اهمیت بسیار زیادی دارد و آن ایجاد ارتباط میان مجموعههای مختلف فرهنگی و سینمایی شهر و استان است. من معتقدم هیچ مجموعهای به تنهایی نمیتواند زیستبوم سینمایی یک استان را بسازد. به همین دلیل، گسترش همکاری با دستگاهها و مجموعههای فرهنگی و سینمایی شهر و استان، بخشی از استراتژی مدیریتی حوزه هنری البرز در دفتر آفرینشهای تصویری است.
این همکاریها قرار است در برنامههای آینده هم ادامه پیدا کند؟
حتماً. یکی از برنامههای پیش رو، اکران فیلمهای مستند و داستانی تولیدشده در حوزه هنری در ایام هفته دفاع مقدس است. ما معتقدیم تولید زمانی کامل میشود که اثر به مخاطب برسد. بنابراین نمایش آثار تولیدشده و ایجاد امکان گفتوگو درباره آنها برای ما اهمیت زیادی دارد. همچنین جشن شب سینمای کرج را در روز فرهنگی کرج دنبال خواهیم کرد که میتواند فرصتی برای گردهمایی سینماگران و فعالان این حوزه و توجه بیشتر به هویت سینمایی شهر باشد.

اگر بخواهیم تمام این فعالیتها را کنار هم قرار دهیم، به نظر میرسد دفتر آفرینشهای تصویری از یک برنامه صرفاً تولیدمحور فاصله گرفته است. آیا این برداشت درست است؟
بله، اگرچه تولید همچنان یکی از مأموریتهای اصلی ماست، اما تولید را در یک زنجیره بزرگتر میبینیم. برای مثال، «دیار» از یک طرف به شناسایی ایده و استعداد منجر شد، آموزشها به ارتقای توانمندی کمک میکنند، نشستهای «همواره» امکان گفتوگو با جامعه سینمایی را فراهم میکنند و برنامههایی مانند نشستهای مرتبط با هویت شهری یا نمایشگاه «داستان شهر جنگی» تلاش دارند منابع و موضوعات تازهای برای تولید فراهم کنند. در طرف دیگر هم اکران و ارتباط با مخاطب قرار دارد. اینها اگر کنار هم قرار بگیرند، تازه میتوانیم درباره یک چرخه سینمایی صحبت کنیم.
و در روز ملی سینما، اگر بخواهید یک جمله خطاب به سینماگران البرزی بگویید، چه میگویید؟
فکر میکنم امروز بیش از هر چیز باید به این باور برسیم که دیار کرج و البرز خودشان سرشار از قصه و قهرماناند. مسئله این است که این قصهها و قهرمانها را ببینیم، بشناسیم و بلد باشیم آنها را به زبان سینما تبدیل کنیم. ما در دفتر آفرینشهای تصویری تلاش میکنیم این مسیر را با آموزش، حمایت از تولید، گفتوگو، پژوهش، شبکهسازی و همکاری با دیگر مجموعههای فرهنگی هموارتر کنیم. سینمای البرز زمانی قدرتمند میشود که فیلمسازان آن فقط برای البرز فیلم نسازند، بلکه از البرز به جهان نگاه کنند و از تجربه زیسته این سرزمین، روایتهایی با قابلیت ارتباط ملی و حتی جهانی خلق کنند. روز ملی سینما برای من یادآور همین ظرفیت است؛ ظرفیت هنری که اگر با شناخت، برنامهریزی، همکاری و استمرار همراه شود، میتواند بخشی مهم از هویت فرهنگی البرز را شکل دهد.