حوزه هنری البرز
← همه اخبار
بمیرید قبل از آنکه بمیرید

بمیرید قبل از آنکه بمیرید

۱ خرداد ۱۳۹۲کد خبر: 151106۲

یادداشت مریم آریان آموزگار شعر جوان البرز در خصوص آیین رونمایی از سه مجموعه شعر انتشار یافته حوزه هنری البرز

بمیرید قبل از آنکه بمیرید

یادداشت مریم آریان آموزگار شعر جوان البرز در خصوص آیین رونمایی از سه مجموعه شعر انتشار یافته حوزه هنری البرز

اول مقدمه : به نام او که تنهاست و

                                                   تنها اوست

              دوم مقدمه : به بهانه آئین پسندیده ی رونمایی از 3 مجموعه شعر که توسط حوزه هنری استان البرز به انتشار و باز نمایی رسیده از من خواسته شد متنی بر این مجموعه بنویسم . که هر متنی را مقدمه ای باید چون هیچ چیز را نمی شود بی مقدمه شروع کرد:

 پس می رسم به مقدمه ی شعر سپید که چه می تواند باشد جز شناخت مقدماتی تقدم یا قدمت این گونه ی ادبی که بحث تاریخچه ی آغاز و انجام آن پیدا می آید تا  برسد به مجموعه ی " اثر انگشتم روی دستگیره ها جا مانده " اثر خانم شهناز اسحاقی  که با این مقدمه آمده تقدیم  به مخاطب شود . شاید در تقویم شعر سپید برسیم به تقدم ایران باستان آنجا که از سروده های مکتوب بجا مانده ی عموما مذهبی مثل گاتاها یا ستایش نامه هایی در باب خرد ورزی یا مثلا منظومه ی درخت آسوریک و ... مستند است که قبل از تسلط وزن عروضی عرب بر شعر فارسی در قرن چهار و سبک خراسانی ، شکل نوشتاری متون باستانی شباهت ساختاری نزدیکی به شعر سپید امروزی دارند که شاید یک قالب منسوخ شده اند که در دهه ی چهل با هوای تازه ی شاملو به رسمیت و رواج دوباره رسیده ا ند ، نثر در لغت یعنی پراکندن، شعر های نثر گونه ای که چون شعر منثور یا سپید پراکنده شدند البته با جرقه هایی از جسارت های پیشین مثلا مولوی که از صدای چکش بازار زرگر ها به وجد می آمد می گوید : قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر / مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا   یا : آنچه خلاف آمد عادت بود / قافله سالار سعادت بود (نظامی ) یا حتی نظر بیدل راجع به گونه ای مبهم به نام شعر سپید که در یکی از نامه های او در کتاب مکتب شوق که توسط آقای امیری اسفندقه تدوین شده اشارتی رفته که شعر ی اندیشیده شده که خالی از قوافی متعارف و حتی خطوط متعارف است  اما مردمی باید که به عرصه ی تحریرش قدم گذارند و لابد ما آن مردمانیم . جرقه های این نو گرایی در حافظه ی دسته جمعی فارسی زبانان از " طرحی نو در انداختن " حافظ بوده تا نا خلف بودن و تخلف نیما چون پدر شعر کهن از نوزاد " شعر نو " می اندیشید و زیر لب می ژکید که او شاید یک اراذل اوباش فرهنگی شود چون فرزندی بود که به سنتها و قرارداد های ادبی پشت پا زده و دیگر از آن پیروی نمی کرد اما چون این ناخلف بودن با خود شناسی همراه بود کم کم کسانی که این بزهکار ادبی را طرد می کردند بر او آغوش گشوده و حتی شعر هایی به تاثیر از او سرودند مثل شعر مادر شهریار به هر حال "پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت / نا خلف باشم اگر من به جوی نفروشم" نیما گفت وزن عروضی از عرضیات شعر فارسی است و او در پی ذات موسیقی و اتوماسیون طبیعی کلام است و آمده برای اولین بار به شعر فارسی، وزن فارسی بدهد . آنچه در ذات هنر است خلاقیت است که بنای آفرینش خواهد بود و با این پارادوکس شگفت ، هسته و هستی خلف بودن در نا خلف بودن است نا خلف بودن مثبتی که می تواند خلیفه ای راستین باشد در هموار کردن درشتی راه عناصرسنگ شده و فسیل شده ی ادبیات  ، البته رفتارهای خلاف آمد عادت هم تعریفی دارد چنانچه یک شاعر ناتوان با زبان رفتاری فرو هنجار دارد و شاعر خوب، رفتار هنجار و فرا هنجار ، شاعر خیلی خوب، رفتار هنجار فراز و شاعر بد، رفتار ناهنجار و خود زنی فرهنگی دارد و چون در بند اسم ها و ایسم ها نیستم شاهد نمی آورم که همگان دانند .

      سوم مقدمه : مرگ مولف

به فرمایش حضرت علی (ع) : "بمیرید قبل از آنکه بمیرید " که بیدار باش می دهند که بمیرید چون قضاوت (نقد) خواهید شد ، نظریه ی مرگ مولف را رولان بارت منتقد فرانسوی مطرح کرد که می گوید "تالیف باید بمیرد چون مولف برای مطالعه در دسترس نیست "به هر روی ، شاعر هرگز نمی تواند تفکری بی زبان داشته باشد و از نظر او زبان ، نماینده فرهنگ است البته به این دید، نقد هایی هم وارد شده که با عدم دخالت مولف در متن ، خاستگاه اندیشه و قصد او،لاجرم  تفسیر متن کامل نخواهد بود این را می گویم که معرفی منصفانه ای از شعر های خانم اسحاقی داشته باشم و سابقه ی فعالیت حرفه ای ایشان را نیز بعد از مرگ مولف در تفسیر متن دخالت دهم که بگویم حضور ایشان در کارگاه آموزشی " حلقه ی اتفاق" از سرایش تا انتشار مجموعه مجالی به اندکی یک سال بود که توفیق ایشان جای تبریک دارد و مهم دیگری  هم هست که: این قلم نو قبل از سپید غزل هم می سروده یعنی با حداقل ظرفیت زبان شعر کهن آشنا شده و با تسلط به این هنجار از آن فرا رفته . تسلط وی بر وزن عروضی به وی امکان فراهم کردن وزن کیفی ( تراکم هجایی )را داده و موسیقی ذاتی اثر نیز آهنگ درونی ، بازی های زبانی ، موسیقی معنوی ( مراعات نظیر ) و ....در شعر او به ما می گوید که در این سپید ها با توده ی به هم ریخته ای از نشانه ها مواجه نیستیم و بازی های زبانی  در دام کانکرت یا نقاشی در شعر گرفتار نشده وخوشبختانه به تخیل رسیده اند . جزئیت و فردی نگاری هم که اساس هنر مدرن و شعر تجربی امروز است در اثر وی محقق شده ، وقتی چند شاعر مقلد از اجتهاد شاعری یک نفر استفاده کنند وبه دستاورد تجربی او کثرت استعمال دهند سبک  منحصر به فرد وی در زبان، به خودکار شدن می رسد و خاصیت ضربه زنندگی خود را از دست می دهد اما در شعر های ایشان، اثر انگشت وی در استقلال و تمامیت تجربه به طور قابل ملاحظه ای حفظ شده و توانسته از مطلق نگری عمیقی که در شعر کهن بوده فاصله بگیرد ، چون شاعران کلاسیک عموما به مفاهیم با دید کلی مثبت یا منفی مطلق می نگریستند مثلا عشق غالبا بار عاطفی خوب و مثلا اسارت بار عاطفی بد داشت اما شاعر امروز بر اساس تجربه ی ذهنی ممکن است حبس را منفی و زشت نبیند وزیبا بگوید : "بی گمان زیباست آزادی  ولی من چون قناری / دوست دارم در قفس باشم که زیباتر بخوانم " (استاد بهمنی)   این مثال آوردم که فردیت در شعر های خانم اسحاقی را روشن تر ببینم و به این نتیجه رسیدم که شعر های صمیمی وی در راستای همزاد پنداری با مخاطب و بومی شدن گام می زنند و بر خلاف بسیاری از سپید های معاصر شاعران جوان که بحران مخاطب را دستاویزی برای دستاورد شعر های معنا گریز می گیرند خانم اسحاقی به سمت شعر مفهومی پیش می روند و چون رفتار رادیکالی ندارند در جهت مفهومی شدن اثر دچار مفهوم زدگی صرف که اسیب شعر امروز است نشده اند البته به گمانم با اندکی صبوری در زمان انتشار و ویرایش  برخی از آثارشان می توانستند ابزار زبان را به هدف بیان برتر نزدیک تر کنند و این مسئله به کم تجربگی این شاعر توانمند که جوهر قلمش تازه و خود جوش است بخشودنی به نظر می رسد و گرچه اهل پیشگویی نیستم ولی به شهادت اکثر شعر های مجموعه ی " اثر انگشتم روی دستگیره ها جا مانده " می توانم بگویم که توامان حال و آینده ی روشن برای شعر ایشان متصور هستم .

           مو خره : زیبایی های این کتاب را بخوانید در شعر های صفحه 11-13-15-19-21 -23- 27- 31- 33- ....55- 57 – 63 – 67 – 81- 91- 99- 101 – 103- 109 – تا دانه های اناری که انگار تمامی ندارد ...  

 

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/A9TV7V8

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir