
سفری از این سوی مرز به آن سوی مرز
یادداشتی بر فیلم سینمایی «آینه های روبرو» ساخته نگار آذربایجانی
فیلم «آینه های روبرو» بیانگر تبیینی اجتماعی و کلی از وضعیت افراد موسوم به ترنسکشوال ها در جامعه امروز کشورمان است که با یک روایت شخصی و تا حدی منحصر به فرد از شخصیت های داستانش روایت می شود. هرچند در سال 1365 حضرت امام خمینی(ره) برای اولین بار طی صدور فتوایی انجام عمل تغییر جنسیت با تجویز پزشک مورد اعتماد را برای ترنسکشوال ها بلامانع دانست، اما طرح این مسأله در میان بخش بزرگی از جامعه به عنوان تابو محسوب می شود. عموم جامعه نگاهی که به یک ترنسکشوال دارد مشابه نگاهی است که به یک منحرف جنسی دارد. در چنین شرایطی که وضعیت این افراد به دلیل ناشناخته بودن علت کنششان نه تنها از سوی اجتماع امری قانونی و شرعی به حساب نمی آید و به غلط یک نوع ناهنجاری پنداشته می شود؛ نتیجه کار فیلمسازی چون نگار آذربایجانی قابلیت این را داشت که بین رفتار پست و رفتار تحسین برانگیز در نوسان باشد.
پیش تر به وضعیت افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی در چند کتاب ادبی از جمله رمان «جنسیت گمشده» نوشته فرخنده آقایی و «برزخ تن» نوشته شهریار کهنزاد و در چند فیلم مستند اشاره شده بود. اما سیمای اینان در سینمای داستانگوی ما، هیچ گاه با جسارت و نگاه انسانی و تحسین برانگیزی که در فیلم «آینه های روبرو» وجود دارد، به تصویر کشیده نشده بود. در معدود فیلم هایی مثل «آتش بس» تهمینه میلانی هم نگاه تمسخرآمیزی نسبت به این افراد وجود داشت.
اما «آینه های روبرو» تلاش می کند مخاطب ایرانی را از موضع دفعی اش نسبت به این قشر عدول دهد و به او القا کند که مشکل ایشان یک انحراف جنسی محسوب نمی شود بلکه اینان انسان هایی هستند که جنسیت واقعی اشان به اسارت تن اشان درآمده است.
بازنمایی کاراکتر آدینه که مبتلا به اختلال هویت است، از طریق همراهی مخاطب با شخصیت رعنا اتفاق می افتد. در این میان موضع تماشاگر نیر موضعی است شبیه به رعنا، که در برخورد با فردی که تصمیم به انجام عمل تغییر جنسیت دارد، واکنش نشان می دهد. در برخورد اول، باور شخصیتی که ظاهری زنانه دارد اما مدعی است که یک مرد است، برای رعنا دشوار است. به نظر می رسد ساختن این رابطه که از یک سو شامل انکار و دافعه است و سپس قرار است به موضع دیگری که کاملاً برعکس نگاه اول است تبدیل شود، سخت ترین جنبه این فیلم باشد. از این نظر سخت که؛ پدیده تغییر جنسیت هم مرز زن بودن و هم مرد بودن را زیر پا می گذارد و اهالی هر دو طرف را خیلی مضطرب می کند. به عنوان نمونه این پرسش مطرح می شود که اقدام به تغییر جنسیت چه تأثیری بر رفتارهای بسیار متمایزی که در فرهنگ ایرانی شایسته زنان و مردان دانسته شده است دارد؟ آذربایجانی تا حد زیادی موفق می شود با اندازه نگه داشتن در روابط بین رعنا و آینه در دستیابی به منظورش موفق باشد. از سوی دیگر وجود یک شخصیت زن باوقار، زیبا و خودساخته ایرانی مثل رعنا در کنار شخصیتی که از ظاهر زنانه اش فرار می کند قابل توجه و اهمیت است. در کنار چنین شخصیتی است که دغدغه آدینه برایمان معنا پیدا می کند.
با این همه، در مقایسه با شخصیت پردازی رعنا، فیلمساز در ساختن شخصیت آدینه که قرار است بیانگر سنخ وار افراد درگیر با مسئله تغییر جنسیت باشد، توفیق کمتری به دست می آورد. هر چند بلاتکلیفی این فرد و ترد شدنش از سوی خانواده، برای مخاطب مسئله می شود اما فیلم موفق نمی شود وجوه درونی تر و روانی تر شخصیت را گسترش دهد. آشفتگی جسمانی و روانی آدینه ریشه در علتی تنش زا دارد. اگر بخواهیم میان رخداد فیزیکی و کنش انسانی در فیلم تمایز روشنی احساس نماییم می بایست بتوانیم میان «علت» و «انگیزه» انجام کار تفاوت قائل شویم (البته نه به این معنی که بپنداریم به مجرد حضور عاملی انسانی همه چیز، فقط و فقط بر انگیزه استوار می شود). در فیلمنامه «آینه های روبرو» با مشکل منطق در کنش آدینه مواجه نیستیم اما اگر علت کنش ها را جدا از لحاظ منطقی پیامد حاصل در نظر بگیریم پی خواهیم برد که صاحب اثر در بازگویی علل تنش زای این کنش همانند طرح دلایل خیلی رایج فرهنگ غالب به عنوان تجربیات دوران کودکی فرد در دیالوگ ها؛ به کلی گویی بسنده کرده است.
نکته قابل توجه دیگراین است این است که کارگردان با ملاحظاتی که نسبت به مخاطب داخل کشور داشته، فیلمش را ساخته و دایره اثر آن در ابتدا متوجه تماشاگر ایرانی بوده است. با این حال فیلم برای مخاطب خارجی نیز می تواند قابل توجه باشد. این فیلم نمونه دیگری است بر این ادعا که برای جهانی بودن ابتدا باید بومی بود.
محمدعلی خبیر
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: alborz.hozehonari.ir