حوزه هنری البرز
← همه اخبار
به بهانه اکران «سر به مهر» در کرج؛

به بهانه اکران «سر به مهر» در کرج؛

۱۷ اسفند ۱۳۹۱کد خبر: 151056۱

«سر به مهر» فیلمی بود با عنوان نماز. اما آیا همین کافی است تا این فیلم را، به عنوان یک فیلم دینی، تحسین کنیم؟

تا کی می‌خواهیم بحث کنیم که سینماگران ما سینما را نفهمیده‌اند؟ تا کی می‌خواهیم از ناهم‌خوانی سینما و دین صحبت کنیم و بگوییم سینما امری است غیر قدسی و با دین، که امری است قدسی، نمی‌سازد؟ تا کی می‌خواهیم از ذات شیطانی سینما بحث کنیم و باز تکرار کنیم که باید ذات رسانه‌های مدرن ـ مانند سینما ـ را شناخت؟

خاطره‌ای از شهید آوینی می‌خواندم که عده‌ای از طلاب پیش آوینی آمده بودند که می‌خواهیم فیلم‌ساز شویم، به‌شان گفته بود بروید المیزان بخوانید.

و این حقیقتی است بزرگ که حلقه مفقوده سینمای ما این نیست که سینماگران ما سینما را نفهمیده‌اند، مشکل سینماگران ما این است که دین را درک نکرده‌اند. چطور برای دانستن سینما، که رسانه‌ای است با اقتضائات خودش، باید سال‌ها درس خواند و بحث کرد، تازه باز هم می‌گوییم هنوز ذات چموش سینما را آن‌طور که باید درک نکرده‌ایم، اما برای دانستن دین هیچ یادگیری‌ای لازم نیست و هر کس با دانسته‌های اندک خود (دقت کنید! حتی نه با مطالعات اندک خود،‌ تنها با دانسته‌های اندک خود) می‌خواهد پیوند بین دین و سینما را مبارک گرداند.

«سر به مهر» فیلمی است با تأکیدات فراوان بر فضای مدرن. از وبلاگ گرفته، که جای نریشن فیلم نشسته است، تا زمان و مکان و حتی نحوه خواندن نماز؛ که زمانش با 192 فهمیده می‌شود، مکانش به جای مسجد، فرودگاه است و برج میلاد و مدرسه و بالاخره نحوه خواندنش فارسی است یا بهتر بگویم آریایی؛ چه در قنوت و چه در نوع گفتن نیت (می‌خوانم...). شک ندارم اگر دوستان به توقیف فیلم نمی‌اندیشیدند، کل نماز را به¬صورت فارسی پخش می‌کردند تا شاهد نمازی باشیم با روح آریایی، که دینی است مدرن و خلاصه شاهد همان پیام که ما پیشرفته بودیم و این اعراب بودند که باعث عقب‌افتادگی ایرانیان شدند.

نماز، به‌عنوان نماد دین در دنیای مدرنِ «سر به مهر»، وصله‌ای است ناجور و ناچسب که همه علیه آن موضع دارند یا حداقل با آن غریبه‌اند. این وصله ناجور از طرفی در دنیای وبلاگ به تمسخر گرفته می‌شود و صبا را به التماس می‌اندازد (با این مضمون که): «بچه‌ها تو رو خدا کامنت‌های مسخره نذارید» و از طرفی مخالفت با آن در میان خانواده‌های ایرانی امری بدیهی تلقی می‌شود؛ چون شما درتمام فیلم حتی یک دیالوگ یا یک نشانه از خانواده خواستگار صبا در مخالفت با نماز یا تمسخر آن نمی‌بینید؛ انگار که مخالفت با نماز در میان یک خانوده‌ ایرانی در دنیای مدرن (تنها با همین عنوان و نه هیچ ویژگی خاص دیگری) یک امر بدیهی است و خانواده ایرانی نماز و فرد نمازخوان را غریب و نپذیرفتنی می‌داند.

البته در «سر به مهر» یک نفر با نماز و ابراز آن مشکلی ندارد و از قضای نویسنده و کارگردان (!) آن یک نفر کسی نیست جز خواهر صبا که اتفاقا (!) از کم‌بینی رنج می‌برد و هنوز با دنیای مدرن آشنا نشده، وگرنه او هم اگر چشمش به جمال دنیای مدرن روشن می‌شد، اکنون مانند صبا کاسه چه کنم دست می‌گرفت که چگونه این راز سر به مهر (یا بهتر بگویم عیب سر به مهر) را آشکار کند.
در این دنیای مدرن نماز مخصوص افراد مستأصل و از همه جا مانده است و دیگران چون هنوز راهی برای چریدن در این علف¬زار مدرن دارند، نیازی به نماز نمی‌بینند؛ و البته چون نویسنده و کارگردان قصد خدمت به نماز را داشته‌اند - البته اگر این‌گونه باشد - این چوب جادو به هر چیزی می‌خورد، طلا می‌شود و نماز به‌عنوان وسیله خوبی برای رسیدن به خواسته‌های مادی نشان داده می‌شود.

استدلال «سر به مهر» برای تبلیغ نماز در فیلم چیزی است حتی سخیف‌تر از آنچه در «شاید برای شما اتفاق بیفتد» - و البته مادرخوانده‌اش «کلید اسرار»- شاهدش بوده¬ایم و آن این‌که: «کوچولوهای عزیز! اگه نماز بخونید، خدا به‌تون همه چی می‌ده: شوهر خوب، کار خوب، زندگی خوب و...؛ پس بدویید برید نماز بخونید.»

البته نمازخوانان باید ویژگی دیگری جز استیصال و درماندگی داشته باشند و‌ آن شک و دودلی و عدم اعتماد به نفس است؛ که بر خلاف نظر دوستان و منتقدان محترم موضوع اصلی فیلم همین شک و عدم اعتماد به نفس است نه نماز. دلیلم این است که اگر به¬جای «نماز» مثلاً «شغل رفتگری پدر صبا» را بگذارید، داستان فیلم بدون هیچ‌گونه خدشه‌ای پیش می‌رود و راز سر به مهر فیلم می‌شود رفتگری پدر صبا؛ البته با این تفاوت که باید نام فیلم هم به¬جای «سر به مهر» می‌شد «دست به جارو» تا ایهام موجود در اسم جور دربیاید.

خدمت دوم نویسنده به نماز قبح زدایی (!) از نماز، این وصله ناجور دنیای مدرن، است و پیام کارگردان به مخاطبان فیلم این است:

«نماز آن‌قدرها هم چیز بدی نیست. خجالت نکشید! ابراز کنید! روتان نمی‌شود رودررو بگویید؟ مشکلی ندارد با اس ام اس اطلاع دهید. به هر حال حتماً موافقید که در زندگی زناشویی خیانتی است بزرگ که شما چنین راز سر به مهری را به شوهرتان نگویید. حالا درست است که این راز حتی از اختلاف طبقاتی زیاد شما و بچه‌دار بودن شوهرتان هم برای زندگی مشترکتان خطرناک‌تر است، اما بگویید. به هر حال خیانت نباید کرد در زندگی زناشویی. نترسید، این آخرین مشکل هم با رو آوردن شما به نماز حل می‌شود. شوهرتان شما را می‌پذیرد؛ همان‌‌گونه که مشکلات دیگر شما مثل کار و شوهر و زندگی مرفه با نماز حل شد. نماز مشکل‌گشاست؛ تا جایی که حتی می‌تواند قبح عظیم خود را هم از بین ببرد و شوهرتان شما را با این نقص عظیم بپذیرد. اگر روزی شوهرتان این وصله ناجور را بر سر شما کوبید، شما هم بچه‌اش را، وصله ناجورش را (که خودش گفته بود مانعی بزرگ است بر سر ازدواج)، به سرش بزنید. شک نکنید. موفق می‌شوید (البته اگر قول بدهید نماز را ترک نکنید...)»

باز تکرار می‌کنم مشکل سینمای ما - مانند بقیه مشکلات ما - در ذات چموش سینما و قدسی نبودنش نیست. رقصیدن بلد نیستیم زمین چه گناهی دارد؟ مشکل سینمای ما احساس ضعف ماست. تا زمانی که خودمان در ناخودآگاهمان دین را موجود ضعیفی می‌دانیم که باید در مقابل هجمه‌ها از آن دفاع کنیم، تا زمانی که دین را وصله ناجوری در دنیای مدرن می‌دانیم، تا زمانی که آن‌قدر مطمئن نیستیم که دین را تنها راه بدانیم نه راهی در میان راه‌ها (البته نه در حد شعار، بل با تمام وجود معرفتی، علمی و ایمانی‌مان) راه به جایی نمی¬بریم. اگر نگاهمان عوض شد، آن وقت است که چه در عرصه سیاست، اقتصاد و... و چه در عرصه‌های دیگر، از جمله فیلم‌سازی، سرمان بالا می‌گیریم و مانند صالح پیامبر(ع) این ما هستیم که با یک جمله تمام آرمان‌های سه‌گانه غرب امروز (آزادی، امنیت و رفاه) را به چالش می‌کشیم: «اتترکون فیما ههنا آمنین فی جنات و عیون و زروع و نخل طلعها هضیم»؛ «آیا در این‌جا (در این دنیا) در نهایت امنیت (آرمان امنیت) رها شده‌اید (آرمان آزادی)، در باغ‌ها و چشمه‌ها و کشت‌ها و نخل‌هایی که شکوفه‌های آن لطیف است (آرمان رفاه)» (شعرا 146-148).

آن وقت است که پیام فیلممان نمی‌شود قبح‌زدایی از نماز؛ می‌شود ضرورت نماز و ضرورت دین در هر جامعه‌ای، حتی در جامعه مدرن و پسامدرن.

دنیای مدرن دنیای شک است و بحران؛ و این شک و دودلی در دنیای «سر به مهر» موج می‌زند؛ حتی وقتی که صبا می‌خواهد پول را به حساب پدرش واریز کند. صد البته این شک است که سرچشمه عدم اعتماد به نفس است و این شک و عدم اعتماد به نفس دقیقاً مشکل کارگردان و نویسنده هم هست، چون دست آخر به دفاعی منفعلانه از نماز می‌رسند و همان‌طور که گفتم تنها از نماز قبح‌زدایی می‌کنند. در این فیلم خبری از ضرورت دین در دنیای مدرن نیست، بلکه فیلم - البته تنها بنا به قاعده حمل فعل مسلم به صحت – در پی این است که با صد من سریشم ناچسب، وصله‌ای ناجور را به دنیای امروزی بچسباند.

دست آخر این‌که تجربه حداقل تا الآن نشان داده این شک و عدم اعتماد به نفس، یا بهتر بگویم عدم اعتقاد به دین به-عنوان تنها راه در دنیای مدرن، عاقبت به کنار زدن دین و پذیرش تام و تمام دنیای مدرن می‌انجامد. ان‌شاءالله این بار این‌گونه نباشد. و الله اعلم بعاقبه الامور. اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً.

حمید آجرلو

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/W4WRKQP

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir