حوزه هنری البرز
← همه اخبار
دین و سینما؛ تاملی دگرباره

دین و سینما؛ تاملی دگرباره

۱۷ بهمن ۱۳۹۱کد خبر: 151040۲

"سینمای دینی" عنوانی است که همواره بحث های دامنه داری برانگیخته است


دین و سینما؛ تاملی دگرباره

محمد هادی قره داغی

اشاره :
"سینمای دینی" عنوانی است که همواره بحث های دامنه داری برانگیخته است؛ تا آنجا که برخی اساسا آنرا ترکیبی ناهمگون و نادرست دانسته اند. این نوشتار بر آن است تا با طرح و نقد اجمالی ادله منکران و ارائه تعریفی برای آن، بر امکان و اهمیت چنین سینمایی تاکید نماید.

از آغاز پیدایش سینما و اقبال روزافزون اهل هنر و مخاطبان آنها به این هنر- صنعت، پرسشهایی در ماهیت آن و نسبتش با دین و روح حاکم بر آموزه های دینی مطرح بوده است.

در ایران و بویژه در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با آغاز تلاشهای گسترده انقلابی برای زدودن آثار طاغوت و مظاهر بی دینی از تمامی عرصه های حیات اجتماعی، بحث از نسبت دین و سینما بیش از پیش نظرها را به خود معطوف نمود.
برخی سینماگران با تغییر در پردازش ها و پرهیز از ابتذال اخلاقی و احیانا انتخاب موضوعاتی مرتبط با انقلاب و دفاع مقدس سعی خویش را در جهت رسیدن به "سینمای دینی" به کار گرفتند.
در میان اما برخی نظریه پردازان با تعمق ژرفتر در بنیادهای فلسفی سینما و غرب به عنوان خاستگاه این هنر پیچیده و جذاب، در امکان وجود چنین ترکیبی تردیدهایی روا داشتند.
دلایل منکران امکان تحقق "سینمای دینی" را چنین می توان برشمرد:


1. سینما همچون پدر معنوی اش رمان، انعکاس نگاه شخصی هنرمند به جهان است؛ و این مبتنی بر نوعی خودبنیادی است که از مولفه های اومانیسم و تفکر مدرن غرب است.
2. بنای سینما بر تصویر و تجسیم عینی استوار است، در حالیکه اساس دین بر باور به غیب و مفاهیم مجرد است و چنین مفاهیمی ما به ازاء و معادل تصویری نمی پذیرند.
3. اساس سینما بر تعلیق است، که مهمترین رکن جذب تماشاگر به قصه است؛ و بنای تعلیق بر غفلت است؛ حال آنکه آموزه های دینی سراسر لبریز از تاکید بر تذکر و تنبه اند.
تاریکی و سکوت حاکم بر سالن سینما و تمرکز ناخودآگاه بر تصویری بزرگ و صدایی غالب از جمله تمهیدات دیگری است که به کلی بیننده را از خود واقعی اش و محیط پیرامونی اش غافل می کند.
4. کار سینما داستانسرایی خیالپردازانه و نمایاندن آن به مثابه امور واقعی است؛ و این با روح دیانت که با صدق بیان عجین است، ناسازگار است.
از طرفی بازیگران نیز مجبور به گفتن حرفایی خلاف واقع و ابراز احساساتی مغایر با مکنونات قلبی شان هستند و اساسا بازیگری از دروغ جدایی ناپذیر است.
5. در ساخت فیلم های سینمایی گزیری از اختلاط مردان و زنان نامحرم نیست و این مستلزم درنوردیدن مرزهای احکام و اخلاق دینی است.
6. اساسا مردم در اوقات فراغت و برای سرگرمی به رسانه هایی چون سینما و تلویزیون روی می آورند و سرگرم سازی با تعلیم و تربیت سر ناسازگاری دارد.


اگر چه دلایل مذکور بسیار دقیق و شایان توجه اند، اما می توان با اندکی تامل در استحکام و اتقان تک تک آنها تردید نمود :
1. اگرچه رمان نویسی از محصولات عصر جدید به شمار می رود، اما سعی بشر در برقراری ارتباط با هم نوعان خویش و به اشتراک گذاری افکار و احساساتش با دیگران، به بلندای تمام تاریخ حیات اوست.
پس از فراگیر شدن سواد آموزی و به ویژه رشد صنعت چاپ و نشر، ارتباطات انسانی به لحاظ کمی و کیفی ارتقاء چشمگیری یافت و با عمومی شدن امکان نوشتن و مخاطب یافتن، هر صاحب هنری دست به کار خلق اثر شد.
از میان رفتن نگاه اشراف- عوام و مردمی شدن دانش و آگاهی و افزایش نقش مردم در تصمیم سازی های اجتماعی، زمینه ساز رشد و اعتلای عقلی و اجتماعی جوامع انسانی است؛ و بیش از آنکه انسان محورانه و خود بنیادانه باشد، در خدمت مقاصد انبیای الهی است.
از طرفی نشر نگاههای مختلف به عالم موجب تعدیل و نزدیکی جهان های پراکنده با یکدیگر است.
2. درست است که مفاهیم مجرد در تصویر نمی گنجند، اما کلمات نیز تنها اشاراتی قاصرند و توانایی نمایاندن حقیقت معقولات را ندارند. گذشته از این، چنین انتظار نمی رود که هنرمند مستقیما به بازنمایی چنین مفاهیمی در فیلم خویش بپردازد؛ او می تواند با به تصویر کشیدن نشانه ها و آیات پراکنده در عالم، مخاطب را به روح یگانه عالم متوجه و با نمایاندن حسن خیر و قبح شر، او را به زیست اخلاق مدارانه تشویق نماید.
3. نفس غافل شدن از پیرامون، امری نا پسند نیست، آنچنان که ممکن است، خطابه جذاب یک سخنران توانمند، مخاطب را آنچنان با خود همراه کند که بکلی از زمان و مکان فارغ شود؛ آنچه مهم است، بهره ای است که مخاطب از این صرف وقت و بذل توجه به دست می آورد. نصیب تماشاگر از یک سخنرانی جذاب و یا یک فیلم پر حادثه، می تواند تنبه و یاد خدا و انگیزه ای سرشار برای فعل اخلاقی باشد .
4. آنچه مذموم است، نمایش تصویرهایی برساخته به عنوان تصاویری مستند است وگرنه استفاده از بیانی داستانی و با علم پیشین تماشاگر به ابداعی بودن قصه و اتفاقاتی که بر پرده نقش می بندد قبحی ندارد و از آنجا که می تواند ظرف ارائه نکته ها و پیامهایی متعالی باشد بسیار پسندیده و نکوست.
ای برادر قصه چون پیمانه است / معنی اندر وی بسان دانه است
دانه معنی بگیرد مرد عقل / ننگرد پیمانه را چون گشت نقل
درباره بازیگر نیز مسئله روشن است؛ چرا که او رخت مردمان قصه را به تن می کند و پیش از هر کلام او " چنین گفت"ی در تقدیر است و در پس هر حرکتش " چنین کرد"ی نهان.
5. بدیهی است که فرایند ساخت یک فیلم، از قاعده لزوم پایبندی به احکام و حدود شرعی و اخلاقی مستثنی نیست؛ اما التزام به شریعت نیز مانعی برای ساخت آثاری تاثیرگذار محسوب نمی شود. نهایت اتفاقی که می افتد، پدید آمدن سبک خاصی از فیلم سازی است که ملاحظات و قواعد مختص خویش را داراست؛ نظیر مسئله پوشش زنان حتی در نماهای مربوط به استراحت و خلوت آنان که در سینمای پس از انقلاب، از سوی مردم به صورت امری طبیعی پذیرفته شد.
بسیاری از ملاحظات شرعی را می توان در نویسندگی دیالوگ ها و برخوردها اعمال نمود و برخی دیگر را به می توان به هنگام کارگردانی و تدوین و با استفاده از تکنیک های مونتاژ و ویرایش تصاویر مد نظر قرار داد.
6. در اینکه مردم در اوقات فراغت و از روی تفنن فیلم می بینند تردیدی نیست؛ اما رسانه ها هم ادعایی مبنی بر جانشینی تعلیم و تربیت جدی و کلاسیک ندارند. تفریح و تفنن هم یکی از نیازهای طبیعی بشر است و هنر این است که بتوان از هر فرصتی، در جهت گسترش آگاهی های دینی مردم و ترویج سبک زندگی ایمانی استفاده کرد. واضح است که برنامه ریزی درست برای استفاده به اندازه و مناسب از رسانه ها بر عهده خود مخاطبان است و کوتاهی مخاطب در این زمینه، عیب رسانه نیست.


گذشته از این بحث و با فرض امکان، آیا براستی تا کنون چنین سینمایی تحقق عینی و خارجی یافته است؟ برای سنجش فیلمهای موجود و تشخیص دینی بودن آنها نخست باید تعریف درستی از سینمای دینی داشته باشیم.
روشن است که هنرمند نمی تواند برای بیان مفاهیم دینی، خود از مقررات دین تخلف کند و طبعا دچار محدودیت هایی خواهد بود؛ اما لزومی هم ندارد که به طور مستقیم به موضوعات دینی پرداخته و یا بر نمادهای دینی تکیه نماید. گاه به تصویر کشیدن داستانی از یک جامعه تهی از فضائل دینی و اخلاقی، آنچنان بیننده را تحت تاثیر قرار می دهد که با احساس عطش به به چنین فضائلی سالن سینما را ترک می کند.
بسیارند فیلمهایی که آکنده از نمادها و شعارهای دینی هستند اما اگر موجب رمیدگی و دلزدگی تماشاگر نباشند دست کم از معنا و پیام موثر دینی تهی هستند. بینندگان یک فیلم هیچگاه انتظار شنیدن سخنرانی و موعظه هایی شعارگونه ندارند. سخن گفتن در سینما برعهده فراز و فرودهای داستانی است و استفاده حداکثری از ظرفیت های تصویری و دقت نظر در مدلولات ثانوی زبان و بیان، کارگردان را در انتقال درست پیام خویش توانمند می سازد. البته نباید از نظر دور داشت که هر پیامی که صادر می شود، بویژه اگر در لفافه باشد، در معرض برداشت های مختلف و احیانا غیر مقصود قرار می گیرد. هنگامی می توانیم اثری را موفق بدانیم که بیشترین برداشت ها و دریافت های مخاطبان، قریب به منظور نخستین پدید آورندگان ارزیابی شود.
از سوی دیگر کم نیستند فیلمهایی که با هزینه هایی هنگفت، تاریخ زندگی و مبارزات بزرگان دین را به تصویر کشیده اند اما یا ضد دین بوده و یا چیزی جز روایتی بی روح از تاریخ دین نبوده اند.
بنابراین می توان گفت : "سینمای دینی" سینمایی است که با التزام به ضوابط دینی، در خدمت اهداف و غایات دین باشد؛ چه از نمادهای دینی بهره برده باشد، چه نبرده باشد، چه روایتگر تاریخ دین باشد و چه نباشد.
دست یابی به چنین سینمایی البته آسان نیست، چرا که نه هر متدین صادقی استعداد و توان بیان هنری را داراست و نه هر هنرمند قابلی از تربیت و معرفت درست دینی بهره مند است. برای تولید آثار شایسته دینی راهی جز پرورش همزمان روح دیانت و قدرت نگاه و بیان هنری در هنرجویان جوان وجود ندارد و هر اقدام دیگری در این راه، حداکثر جنبه حمایتی می تواند داشته باشد.
کوتاه سخن آنکه سینما یکی از جذاب ترین و مردمی ترین هنرهای عصر حاضر است و ظرفیت بالایی برای انتقال مفاهیم دینی و اخلاقی دارد. هنرمندان مومن می توانند با به کار بستن قوه تعقل، تخیل و نیز هنر تصویرگری خویش*، به خلق آثاری ارزشمند در جهت رشد و اعتلای فرهنگ دینی در جامعه دست یازند.
_____________________________
* اشاره به بیانات آیت الله جوادی آملی در دیدار با برگزارکنندگان همایش ملی هنر و تبلیغ، 27/10/1390

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/BANJQE6

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir