
هنر وسیلهای است برای رسیدن به خدا
سرپرست نمایشگاه گروهی «رسالت سرخ»: هنر را چیزی جز ارادت به ائمه(ع) و پرستش خدا نمیدانم. یعنی هنر وسیلهای است برای رسیدن به خدا.
نمایشگاه آثار خطاطی و نگارگری بانوان هنرمند استان البرز «رسالت سرخ» چندی پیش در گالری حوزه هنری استان البرز برگزار شد و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. نمایشگاهی که که سعی داشت در امتداد رسالت زینب(س) گام بردارد و پیام اباعبدالله(ع) را این بار در قالب خط و نگارگری و تذهیب جاودانه کند. زیبایی تابلوهایی که در این نمایشگاه عرضه شد نگاه هر بینندهای را، از بیننده عادی تا اساتید هنر نگارگری، به خود جلب میکرد و راز این جذابیت را باید در کار گروهی بانوان البرزی دانست. بانوانی که به سرپرستی انسیه سلطانی قریب سه ماه بیوقفه و خستگیناپذیر تلاش کردند تا هنر خود را با قلم زدن درباره حسین(ع) جاودانه کنند.
آنچه میخوانید حاصل گفتگوی واحد خبر حوزه هنری استان البرز است با سرکار خانم انسیه سلطانی، سرپرست نمایشگاه گروهی «رسالت سرخ».
ایده نمایشگاه گروهی رسالت سرخ از کجا آمد؟
من حدود 9سال است که کار نگارگری را آغاز کردهام. پیش از این به همراه استادم و برخی دیگر از دوستان در شهر دماوند نمایشگاه گروهی با موضوعات مذهبی برگزار میکردیم. وقتی به کرج آمدم تصمیم گرفتم در کرج هر سال این نمایشگاه را ادامه بدهم. این ایده را با معاون فرهنگی حوزه هنری البرز مطرح کردم و ایشان هم پذیرفتند.
چگونه توانستید گروهی از بانوان هنرمند البرز را کنار هم جمع کنید؟
ما از مسئولان حوزه هنری البرز خواستیم که یک کارگاه آموزشی مختص بانوان تشکیل بدهند. با این ایده که هم آموزش نگارگری باشد و هم آموزش تکنیک برای اجرای یک تابلو. این اتفاق از سال گذشته شکل گرفت و چون علاقهمند بودم در ماه محرم نمایشگاهی برگزار کنم و از طرفی دوست نداشتم تنها باشم، تصمیم گرفتم با تعدادی از بانوان هنرمند در این ایام (ایام محرم) جمع شویم و این مسئله به دغدغهای مشترک برای ما تبدیل شود که به روش هنرمندانه خودمان بخواهیم برای امام حسین(ع) عزاداری کنیم و با بازدید مردم تمام حسمان را نسبت به این ایام، به مردم منتقل کنیم.
چرا کار گروهی؟ شما که بشخصه میتوانستید یک نمایشگاه با آثار خودتان بهصورت انفرادی برگزار کنید؟
دوست داشتم در این حس با بقیه شریک باشم. هم خانمهایی که درکارگاه با هم کار میکردیم و هم مخاطبانمان. چون حس میکنم در این مورد بهخصوص حال هوای کار گروهی بهتر است تا تنهایی.
جذب هنرجوهای شما در این کارگاه به چه صورت بود؟ از آنها تست گرفته بودید؟
افراد را با توجه به رویکرد ارزشی که داشتم با کمک حوزه هنری انتخاب کردم و تستی هم در کار نبود. بعضی از دوستان دانشجوی گرافیک بودند و یا فارغالتحصیل گرافیک و نقاشی که بهشکل تخصصی کار میکردند. بعضیها هم یک استعدادی داشتند اما تا حالا به این صورت جدی کار نکرده و از صفر شروع کرده بودند. حتی تا به حال قلم به دست نگرفته و اصلاً با عنوان کارگاه آموزش نگارگری آمده بودند. اما خدا را شکر این هنر نگارگری در ذات بچههای ایرانی وجود دارد. هرچند دوست نداشتم کسی هم بدون انگیزه اعتقادی وارد کارگاه شود و خیلی برایم حس افراد نسبت به ائمه(ع) و واقعه عاشورا اهمیت داشت. آنها فقط به یک اعتماد به نفس نیاز داشتند که بدانند میتوانند. من این حس را در آنها ایجاد کردم و خوشبختانه نتیجه داد.
با چند نفر کار را شروع کردید؟
سال گذشته 10 نفر بودیم و بیشتر کارها متعلق به خودم بود. ولی امسال 25 نفر دور هم جمع شدیم و کار را آغاز کردیم.
عنوان کارگاه چه بود؟
کارگاه را با عنوان آموش نگارگری معرفی کردیم. کارگاه آموزشی که به پایان رسید یک کارگاه خلق اثر برگزار کردیم و ابتدا با کاغذسازی را شروع کردیم.
کاغذ سازی چیست؟ میشود توضیح بدهید؟
کاغذسازی آماده کردن زمینه برای کار نگارگری است. در کاغذسازی که خودم انجام میدهم، رنگ خیلی مؤثر است. چون میخواهم هم مردم عادی را جذب کند و هم کسانی که اهل هنر هستند با اثر ارتباط برقرار کنند. در این آثار هم نگارگری به چشم میخورد و هم خوشنویسی.
خطها راهم خودتان نوشتید؟
کار ما تلفیقی از هنر نگارگری - اعم از تذهیب و گلومرغ- و خوشنویسی است؛ که برخی اساتید متقبل شدند خط را بنویسند.
چه کسانی؟
اجازه بدهید نگویم. چون آنها این کار را دلی انجام دادهاند و دوست ندارند اسمی از آنها به میان بیاید؛ ولی اساتید شناختهشدهای هستند که در کارشان متبحرند و جزء پیشکسوتان خوشنویسی هستند. این تابلوهایی که من دیدم به نظر کاغذ خاصی دارند و اصلا سطح صیقلی ندارند.
چطور اساتید قبول کردند روی این کاغذها خط بنویسند؟
به سختی. ابتدا نمیپذیرفتند ولی با اصرار من قبول کردند. در ضمن این کاغذها کاغذ معمولی است که ما طی فرآیندی آنها را به این شکل درآوردیم و زمینهاش را با رنگ و نگارگری برای خط آمادهسازی کردیم.
چقدر زمان برد تا این محصول و این آثار به دست بیاید؟ با روزی چند ساعت کار؟
از اواخر تابستان بود که ما شروع کردیم. تا اول محرم تازه زمینه کارها آماده شد. ما شاید روزی 12ساعت کار میکردیم. از رنگ گفتید.
از چه رنگهایی استفاده میکردید که این درخشندگی و این حس عمیق را منتقل میکرد.برای مثال رنگ سرخی که استفاده کردید خیلی خاص است؟
انواع و اقسام رنگها را استفاده میکردیم و اصلا محدودیتی نداشتیم. از رنگ روغن و اکرلیک گرفته تا رنگهای گیاهی و جوهری. به لحاظ حسی هم واقعا همینطور است که میگویید. رنگها را کاملا حسی ترکیب میکردم تا انرژی که خود کار میگرفت، ابتدا خودم را تحت تاثیر قرار دهد. چون در غیر این صورت انرژی که کار باید میداشت پیدا نمیکرد. چون اعتقاد دارم هنر از روح و جان آدمی تغذیه میکند.
این حس را چطوری به دوستان و آثار منتقل میکردید؟ برای تولید یک اثر، حسی کار میکردید یا از قبل ذهنیت برنامهریزیشده داشتید؟
همه اینها با برنامهریزی بوده و شکل کاغذسازیها و حتی جملهها، از قبل مشخص بود، اما با توجه به حسی که نسبت به ائمه(ع) داشتیم، رنگ را انتخاب کردیم. من هنر را چیزی جز این نمیبینم؛ یعنی ارادت به ائمه(ع) و پرستش خدا. یعنی هنر وسیلهای است برای رسیدن به خدا. وقتی هنرمند میخواهد در این مسیر کار کند و چیزی خلق کند، خودشان خیلی کمک میکنند. یعنی آن انرژی که از کارهایی که در این مسیر خلق میشود، میگیرم واقعا وصفکردنی نیست. من به بچهها گفتهام فکر نکنید اگر بعد از این بخواهید کار کنید، بتوانید این جوری کار کنید. واقعا به جرأت میگویم که نمیتوانید با این کیفیت و این حس حتی تابلویی برای منزل خود تهیه کنید. چون شوخی نیست کار بسیار سخت و خستهکنندهای است که نیاز به دقت و ظرافت و حوصله زیادی دارد. گفتم ما روزی قریب به 12ساعت کار میکردیم، ولی وقتی به چهره خانمها نگاه میکردم اصلا احساس خستگی نمیدیدم.این از برکات کار برای ائمه است.
پس این جذابیت و گیرایی بیدلیل نیست؟
بله. به بچهها گفتم بعد از این ایام نخواهید توانست کاری با این قدرت جذب و گیرایی تولید کنید.کار هنری به شدت به جذابیت نیاز دارد. من دارم میبینم و مخاطبین میگویند کارتان حس دارد و شما آن مطلبی را که میخواستید بگویید را میرساند. حتی بعضی مخاطبین هستند که قادر به خواندن برخی خطوط نیستند و یا حوصله دقت تماشای بعضی آثار را ندارند، اما در اینجا عادیترین مخاطب با آثار ارتباط برقرار کرده و انتقال پیام صورت میگیرد.این برای ما خیلی مهم و برای خود من خیلی جذاب است.
چند اثر خلق کردید؟
ما طی سه ماه 25 اثر با دوستان خلق کردیم که در اندازه 100 در70 بودهاند. ما طی این سه ماه هم آموزش داشتیم هم خلق اثر. کار تخصصی خود من تذهیب است و کار تذهیب را اگر بخواهید با تمام آن اداب و اصول خودش خلق کنید، لااقل دو ماه وقت میخواهد که کار با کیفیت و خوب از آب دربیاید. حالا تازه اگر آن تأثیرگذاری را داشته باشد. ولی این کارها با اینکه در زمان کمی انجام شد، ولی واقعا تأثیر و جذب خودش را دارد.
چرا رسالت سرخ؟
من همیشه برایم دغدغه بود که یک کاری بر اساس ندای "هل من ناصر" امام حسین(ع) انجام دهم و اعتقاد دارم این ندا هنوز هم هست و به گوش میرسد. رمز ماندگاری عاشورا در این است که امام حسین (ع) می خواستند رسالت پیامبر را به انجام برسانند و میبینیم که در چه شرایطی که خودشان و خانواده عزیزشان را فدا کردند تا اسلام زنده بماند. من هنوز هم حس میکنم ما در ادامه آن رسالت سرخ باید گام برداریم؛ مانند حضرت زینب(ع). چون جامعه امروز ما هم به این مسئله نیاز دارد. چون هستند کسانی که دینشان را نمیتوانند حفظ کنند یا ایمانشان آنطوری که باید قوی باشد، نیست.
تابلویی در این زمینه یا با این عنوان هم دارید؟
بله. من تابلویی با عنوان "هل من ناصر ینصرنی" دارم و عهد کردهام در همه نمایشگاههایم قرارش بدهم. وقتی میخواستم ان را کار کنم اصلاً به زیبایی و یا فاکتورهای فنیاش فکر نمیکردم و برایم آن پیام اهمیت داشت. چون اگر کسی بخواهد الآن هم میتواند آن ندای غریبانه را پاسخ بدهد و اکنون هم میتواند به امام حسین(ع) کمک کند چون هنوز حسش هست.
مصاحبه و تنظیم: ایمان اردی زاده
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: alborz.hozehonari.ir
