
از رنجی که میبریم...
یک حاشیهنگاری پیرامون مناقشات اخیر سینمای ایران و نامه بازیگران
امید نجاتی- نگاه اصولی مدیریت حوزه هنری، بسیار فراتر از اکران یا عدم اکران چند فیلم است. ارتقای سلیقه مخاطب، جلوگیری از تولید فیلمهای کم محتوا، صیانت از حقوق خانواده، حفظ شان سینمای کشور از جمله مسائلی است که مسوولان حوزه هنری را بر آن داشته تا به دنبال احقاق حقوق مخاطبان سینمای ایران، این چنین یکه و بردبارانه بر پا بایستند.
تعدادی از فیلمهای تولید شده در سال گذشته، در سینماهای حوزه هنری اکران نخواهند شد؛ این موضوع تبدیل به مناقشههای دامنهداری شد که باز هم با نامه بازیگران به آن دامن زده شده است. البته بر کسی پوشیده نیست که عدهای هیزمبیار این آتش هستند. اما آیا بازیگران امضاکنندهی این نامه، مشکلشان با رویکرد حوزه هنری است؟ یا فقط دغدغهی فروش فیلم خودشان را دارند؟ دغدغهی اصلی حوزه هنری در این مناقشات، اصلاح جریان غلطی است که در حوزهی تولید فیلم و ارائهی مجوزها اتفاق میافتد؛ روند غلطی که از ابتدای انقلاب شکل گرفت و در تار و پود سینمای ایران ریشه دواند.
نگاه اصولی مدیریت حوزه هنری، بسیار فراتر از اکران یا عدم اکران چند فیلم است. ارتقای سلیقهی مخاطب، جلوگیری از تولید فیلمهای کم محتوا، صیانت از حقوق خانواده، حفظ شان سینمای کشور و موارد دیگری از این دست از جمله مسائلی است که مسوولان حوزه هنری را بر آن داشته تا به دنبال احقاق حقوق مخاطبان سینمای ایران، این چنین یکه و بردبارانه بر پا بایستند. از این لحاظ از تمامی جامعهی فرهنگی و هنری کشور انتظار میرود تا در راستای ایجاد سینما و فرهنگی سالم و لعل شدن سنگی که جز به خون جگر میسر نمیشود قدم بردارند.
در جریان اختلافات به وجود آمده میان حوزه هنری و معاونت سینمایی ارشاد بر سر اکران سینماهای کشور، بیشتر از هر چیزی این کلمهی «ارزش» و «ارزشی» بود که به گوش میرسید. نیز نگاههای متناقض و تفسیرهای گوناگونی از این کلمه صورت گرفت؛ آنچنان که در این اختلافات شاهد بودیم پارهای از افراد سعی داشتند تا در این آب گل آلود، با تفسیر و تاویلات شخصی خود از کلمهی ارزش و ارزشی، معناهای تازهای بر این کلمه بیافزایند. آنها برای رسیدن به اهداف خود و در انحرافی به شدت واضح، این مساله را نادیده گرفتند که معنای این کلمات از همان آغاز پیروزی انقلاب تا کنون، برای ملت ایران روشن و مبین بوده و هست و از اساس انقلاب اسلامی برای دفاع از همین کلمه بود که شکل گرفت و آن چنان که تنی چند از مسوولان حوزه هنری در این مناقشهی اخیر اشاره کردهاند، دفاع از ارزشها وظیفهای شرعی است که نمیتوان از آن شانه خالی کرد.
اما پارهای از مسوولین سینمایی کشور، در این میان خود را به ندیدن و ندانستن زدهاند و با گفتن این که «تمام فیلمهای تولید شده در سینمای ایران ارزشی هستند و معیار لازم را دارند» علاوه بر اینکه بر اشتباهات خود مبنی بر صدور مجوز ساخت فیلمهای ضد ارزشی در این سالها اصرار ورزیدهاند، از اساس موضوع حساسیتها و واکنشهای حوزه هنری دربارهی مسالهی اکران و مهمتر از آن تولید فیلمهای غیر اخلاقی را بیاساس شمرده و آن را نادیده گرفتند. تا جایی که در کمال تعجب، آن را به سهم خواهی و بازی سیاسی تعبیر کردند.
با این همه چنانچه شاهد بودهایم مسوولان حوزه هنری و در راس آنها محسن مومنی در واکنش به اظهارات، تهمتها و هجمههایی آنچنان که از سوی مسوولین سینمایی کشور نسبت به حوزه هنری مطرح شد، باز هم سکوت پیشه کردند و جز در موردی که پای دفاع از ارزشها به میان آمد لب نگشودند.
در این میان مسوولین سینمایی کشور سعی دارند برای پوشاندن تخلفات خود، حرکات و سویهی حوزه هنری در رابطه با مسالهی اکران را به سویهای سیاسی و سهمخواهانه تعبیر کنند. اما بدیهی است که یاران حوزه هنری، در عین دانستن این نکته که مورد هجمههایی چنین قرار خواهند گرفت پا به میدان گذاشتند و در ادامه تلاش نمودند تا با جهتبخشی تازهای به مباحث مطروحه، سویهی ماجرا را بدان سمتی هدایت کنند که به جای بحث از ماجرای اکران فیلمها، موضوع تولید فیلمهای غیر ارزشی مورد بازنگری قرار گیرد. چرا که بحث تولید و صدور مجوز برای چنین فیلمهای ضد ارزشی و مبتذلی نخستین قانون شکنی و نخستین سنگ بنای کجی است که در ساخت این عمارت نهاده شده و باید هر چه زودتر جلوی آن را گرفت. همین گونه است که باید عنوان کرد تشخیص ارزشی بودن یا نبودن فیلمهایی چنان که حوزه هنری آنها را ضد اخلاق و ضد خانواده مینامد، چندان کار دشواری به نظر نمیرسد. از این منظر چنان که در ابتدای این یادداشت نیز اشاره کردیم «ارزش» و ارزشی بودن، علاوه بر معنای یکهای که دارا است، در مقایسه با نقیض خود یعنی «ضد ارزش» است که معنای خود را باز مییابد و همچنان که «محمد حمزه زاده»-معاونت حوزه هنری- اشاره کرد اقدام اخیر حوزه هنری بر مبنای امر به معروف بود که شکل گرفت.
در طی این مناقشات آن چه از نهادهای سینمایی مسوول به خصوص معاونت سینمایی وزارت انتظار میرفت که به جای دستاویز قرار دادن و پیروی از ابلاغیههای نهادهای مختلف، به پیروی از قوانینی صریح روی بیاورند که به تصویب مجلس شورای اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است.
در ضمن با یادآوری نقش حوزه هنری در پالودن و بازسازی سینمای پس از انقلاب، تعبیرات سیاستگرایانهی خود که بر طبق آن حوزه هنری را به سهمخواهی متهم میکنند را به کناری نهند و دلسوزی این نهاد را آیینهای تمامنما از رنج دورانی بدانند که حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی در رابطه با سینمای پس از انقلاب متحمل شدهاند. همچنین است که انتظار میرود به جای پنهان کردن خود پشت شورای صنفی نمایش، و نیز دفاع از فیلمهای ضد اخلاق و خانوادهای که خواه ناخواه تولیدشان را در کارنامه دارند، وظیفهی خود را آنچنان به درستی انجام دهند که نهادی چون حوزه هنری، بتواند با به رسمیت شناختن و داشتن اعتماد کامل به حضور نیروهای ارزشی در معاونت سینمایی و شورای صنفی نمایش، به جای اصلاح اشتباهات دیگران و ارشادِ ارشاد، وقت خود را صرف امور خود کند. حفظ سلامت سینما و فرهنگ ایران وظیفهای همگانی است که همه باید فارغ از مناقشات سیاسی آن را دغدغهی خود بدانند. همچنین این انتظار وجود دارد تا با پیروی از مسائل یاد شده، به جای بحث از تمامیت مدیریت سینمای کشور و مسائل دیگری از این دست، به بحث دربارهی سلامت سینما پرداخته شود؛ آن چنان که ریاست حوزه هنری (محسن مومنی شریف) در برنامهی هفت تاکید کرد: «ایستادگی بر اشتباه، اشتباه است.»
به نقل از سایت لوح (هنر و ادب فارسی)
مطالب مرتبط
تفاوتی بین سینماهای تهران و شهرستان در سیاستهای حوزه هنری وجود ندارد
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: alborz.hozehonari.ir