حوزه هنری البرز
← همه اخبار
جیرجیرک‌هایی که اعتصاب کردند.

جیرجیرک‌هایی که اعتصاب کردند.

۱۱ مهر ۱۳۹۱کد خبر: 150965۲

نگاهی به شبی که جرواسک نخواند نوشته جمشید خانیان به قلم فرخنده حق شنو - بخش پایانی

در باب ساختار اثر «شبی که جرواسک نخواند» باید گفت حوادث یا گرپه‌های بسیاری در آن وجود دارند، اما اثر با عدم حادثه یا گره اصلی، به عنوان نقطه مرکزی، یا حادثه اصلی، و مرکز ثقل اثر روبروست. چرا که حوادث داستان مانند جنگ، علاقه و خواستگاری صیاد از ماهی، و دوری آن‌ها از هم، عدم تمایل بی بی جواهر برای رفتن و پافشاری بر ماندن در شهر و وابستگی‌هایش، نخواندن جرواسک‌ها، نخواندن گرزن به سر، و حادثه آخر کتاب که به مرگ نوجوانی هم سن نوجوان داستان ختم می‌شود، بردن خانواده به شهری دیگر یا آبادان که گره پدرخانواده است، وگره راوی که ناچار است از شهر برود، ولی مایل است بماند و مثل دوستانش بجنگد و... هرکدام حکایت ازگره و حادثه‌ای دارند که می‌توانند به نوبه خود گره و حادثه اصلی محسوب شوند، اما هیچ یک از آن‌ها در تقابلی با شخصیت اصلی و همچنین در کشمکش با شخصیت‌ها قرار نمی گیرند، مگر جنگ که برای همه و به خصوص خروس میلو ـ گرزن به سر ـ گره به وجود آورده و سبب شده او دیگر نخواند. اما باید توجه داشت خروس در راستای باز کردن گره خود نمی تواند کاری انجام دهد و منفعل است و حتی خواندن او نیز به دلیل تمام شدن جنگ در پایان داستان و یا باز شدن گره اصلی نیست.

مطلب دیگری که باید به آن توجه داشت دوپارگی اثر است. در بخش اول میلو و خانواده و سگش و صیاد و خانواده اش، قرار دارند و در بخش دیگر نوجوانی که به شهادت می‌رسد، و مسائل مربوط به او. حضور این نوجوان گرچه در معنای اثر- همذات پنداری میلو با او- تأثیری اندک می‌گذارد، ولی در ساختار آن تأثیر چندانی ندارد و اگر حذف شود، اشکالی به وجود نمی آورد. به جای آن ادامه همان موضوع اصلی می‌تواند روایت شود، تا اثر به انسجام کافی برسد و شخصیت اصلی از قوام بیشتری برخوردار شود. و یا وجود او ارتباط بیشتری با اصل ماجرا در ساختار پیدا کند.

شبی که جرواسک نخواند، علاوه بر موارد ذکر شده، با دادن کدهایی مانند زیلوی اتاق، پیچانه رختخواب که گوشه اتاق است، خودرویی که خانواده از آن استفاده می‌کنند، و وضعیت خانواده، به موقعیت نامطلوب خانواده از نظر نداشتن امکانات و قرار گرفتن آن‌ها در طبقه پایین اجتماع به لحاظ مادی نیز توجه دارد.

مطلب دیگری که در این اثر، و بسیاری دیگر از آثار کودک و نوجوان باید مورد بحث قرار گیرد، بحث قالب‌های این آثار است. این اثربه دلائلی می‌تواند برخی خصوصیات داستان کوتاه را داشته باشد که به آن شاخ برگ داده، و تا حدی پرگویی کرده باشد. اما تعدد حوادث داستان مانع این امر می‌شود و آن را به داستان بلند نزدیک می‌کند. علت این که این اثر برخی مختصات داستان کوتاه را دارد، محدودیت‌های داستان کوتاه در قیاس با داستان بلند و رمان است. چنانکه داستان کوتاه با تعداد محدودی شخصیت و زمان و مکان روبروست. همچنانکه این داستان با آن‌ها روبروست. شخصیت‌های این اثر در حد شخصیت‌های داستان بلند و رمان نیستند ولی تا حدی بیشتر از داستان کوتاهند. اما زمان روایت، بیان موقعیت جنگی است که به زمانی کم تر از یک روز ـ چند ساعتـ و مکان آن، جنوب ایران ـ خرمشهر ـ می‌پردازد. خانواده ایی که می‌خواهند به آبادان یا جای دیگری بروند و در همان راه داستان به پایان می‌رسد. گذشته از نظر زمانی، محدودیت‌هایی نیز در اثر مشاهده می‌شود که آن را از رمان دور می‌دارد. خط سیر حوادثی که رمان از ابتدا تا انتها طی می‌کند از گذشته و حال شروع شده، و می‌تواند به بیش از چند و یا چندین سال، و یا چند نسل بعد برسد. گرچه رمان‌هایی نیز نوشته شده‌اند که از نظر زمانی روایتی کوتاه داشته‌اند. به عنوان مثال یکی از رمان‌های معروف بزرگسال دنیا ـ مرشد و مارگاریتا ـ که در چهار روز روایت شده است اما مرشد و مارگاریتا همه ویژگی‌های دیگر رمان را دارد. همچنین رمان می‌تواند دارای تنوع شخصیت تا بینهایت باشد و هرچه این تعداد شخصیت‌ها بیشتر و حساب شده باشند و بهتر در داستان تعریف و تصویر شوند، رمان دارای قوت بیشتری خواهد بود. که تعداد شخصیت‌های این اثر بیشتر نزدیک به شخصیت‌های داستان بلند است. در مجموع می‌توان گفت با توجه به اینکه داستان و رمان نوجوان حجم محدودی دارد، و این اثر نیز این محدویت‌ها را دارد، امابرخی ویژگی‌های داستان کوتاه و داستان بلند را نیز دارد.

درونمایه به مطلب مهمی در ژانر دفاع مقدس توجه دارد. به این که نوجوانی با وجود کمی سن، دغدغه دفاع در مقابل متجاوزان شهر و کشورش را در جنگ دارد. او با دیدن دوستان خود مثل کاووس و رزاق که حالا دیگر رزمنده شده اند، و پسر نوجوان کم سن و سالی که بین راه به شهادت می‌رسد، و آقا صیادِ جوانی که می‌خواهد دامادشان بشود، و گفته فردا می‌خواهد برود اسلحه بگیرد و با دشمن بجنگد، و در نهایت پدرش که می‌خواهد خانواده اش را ببرد، و خود برای دفاع دوباره برگردد و... نشان از تمرکز داستان بر موضوع جنگ، و دغدغه نوجوانی که به ایستادگی و دفاع فکر می‌کند، دارد. توجه به موضوع جنگ و دفاع در مقابل دشمن و تمرکز راوی بر دوستان رزمنده اش که می‌توانند در ذهن او به قهرمان نزدیک شده باشند. مفهومی قابل تعمیم با دغدغه‌های اکثر نوجوانان و حتی بزرگسالان در زمان کتاب دارد. اشاره به چند جمله از حرف‌های صیاد و تکرار آن‌ها توسط راوی- زادگاه،کودکی، زندگی، خاطرات نیز به این موضوع پا می‌زند. ضمن اینکه تمام موارد ذکر شده از جانب نویسنده در قالبی پویا و غیر مستقیم، در لابه لای داستان توصیف شده‌اند و مخاطب را با یک سری درس اخلاق و شعار نویسی و کسالت از پیام مستقیم روبرو نمی کند. این نقطه طلایی روایت داستانی است که در آثار دفاع مقدس کم تر به آن بر می‌خوریم و همین عاملی می‌شود که مخاطب از ادامه خواندن اثر دست نکشد. ضمن این که این گونه توجه غیر متسقیم سبب تأثیر بیشتر بر خواننده می‌شود. توجه به درونیات کودک و نوجوان در قالب روایت یک نوجوان نیز از امتیازات اثر است.

نویسنده موضوع جنگ و آفت‌های آن را در قالب پرداخت زبان و نثر و مفهومی ارائه می‌دهد که به جای خرابی، ویرانی و آوارگی‌های جنگ، بیشترین توجه را روی خانواده و عشق و موقعیت‌های آن معطوف داشته است.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/RQRPY45

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir