حوزه هنری البرز
← همه اخبار
شنیدن قصه جزیی از تفریحات کودکان است.

شنیدن قصه جزیی از تفریحات کودکان است.

۲۴ تیر ۱۳۹۱کد خبر: 150877۲

گفتگو اختصاصی با داوود امیریان؛ مسئول بخش آفرینش‌های ادبی کودک و نوجوان حوزه هنری

داوود امیریان؛ مسئول بخش آفرینش‌های ادبی کودک و نوجوان حوزه هنری

داوود امیریان یکی از نویسندگانی است که در حال حاضر در چند زمینه از جمله ادبیات کودک و نوجوان،دفاع مقدس و فیلمنامه قلم می‌زند. «فرزندان ایرانیم»، «رفاقت به سبک تانک» و «دوستان خداحافظى نمى‌کنند»، «داستان بهنام»، «داستان مریم»، «تولد یک پروانه» و «جام جهانى در جوادیه» از جمله معروف‌ترین آثار داستانى این نویسنده هستند که تاکنون چهار دوره جایزه کتاب سال ادبیات دفاع مقدس، کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان و ده‌ها جایزه دیگر را نصیب نویسنده‌اش کرده است. فیلم‌های سینمایی «آخرین نبرد» به کارگردانى حمید بهمنى، «بهشت منتظر می‌ماند» به کارگردانى محمدرضا آهنج و «نفوذی» به کارگردانی مهدی فیوضی ـ احمد کاوری هم بر اساس فیلمنامه و طرحهای سینمایی او به تولید رسیده‌اند. در یک عصر گرم تابستانی پای حرف‌هایش نشستم تا درباره اهمیت ادبیات کودک و نوجوان به گپ و گفت بپردازیم. نتیجه، گفتگویی خواندنی و جالب از کار در آمده که شما را به خواندنش دعوت می‌کنم.
محمدعلی خبیر

• تصور می‌کنم از اینجا شروع کنیم که چرا کودک نیاز به شنیدن قصه دارد؟
فکر می‌کنم شنیدن قصه جزیی از تفریحات کودک به شمار می‌رود. ما ایرانی‌ها عموماً مردمی هستیم که عادت به شنیدن داریم. در واقع تخیلمان از کودکی با شنیدن داستان و قصه پرورش می‌یابد. شیرین ترین لحظه‌های دوره کودکی من، شب‌هایی بود که پدر یا مادرم برایم قصه تعریف می‌کردند. قصه‌هایی که به زندگی نزدیک بودند. چیزی که الان از آن غافلیم. یعنی قصه‌ها از شرایط روز زندگی‌مان فاصله گرفته‌اند. شما دقت کنید به داستان‌های شاهنامه. خواهید دید که چقدر اخلاق در آن لحاظ شده است. نه تنها در شاهنامه بلکه در داستان‌هایی نظیر امیر ارسلان، امیر بهمن و دیگر ماجراهایی که با آنها شاد و غمگین می‌شدیم، درسهایی وجود داشت که در زندگی امان کارکرد می‌یافت. خود من وقتی می‌خواهم بچه‌هایم را نصیحت کنم، سعی می‌کنم از طریق قصه و داستان این کار را انجام بدهم. نه تنها کودک بلکه هر انسانی از مستقیم گویی پند و نصیحت خوشش نمی‌آید. برای همین وقتی دختر بچه‌ام یا پسرم مرتکب کار اشتباهی می‌شوند سعی می‌کنم عاقبت کار کاراکترهایی مثل خرگوش یا دیو نادان را برایشان تعریف کنم.

• آیا بازنویسی یا بازخوانی قصه‌ها و افسانه‌های کهن ایرانی به درد کودکان و نوجوانان امروزمان هم می‌خورد؟
به نظرم اگر قصه‌گو آدم زرنگی باشد و بتواند قصه قدیمی را امروزی کند، خیلی کارکرد می‌یابد. کاری که خانم رولینگ نویسنده مجموعه هری پاتر انجام داد. معلوم است که او بیشتر اساطیر و افسانه‌های قدیمی را خوانده است. چون تمام شخصیت‌های داستان هری پاتر، ما به ازایی در افسانه‌ها و اساطیر گذشته دارند. ما هم در ادبیات خودمان چیزهایی داریم که بکر باقی مانده است. اما عیب ما این است که فقط غر می‌زنیم و دیگران هزار و یکشب و اسکندرنامه ما را دستمایه آثارشان قرار می‌دهند.

• اما این یک طرف قضیه است. به نظر میرسد ابزاری مانند بازی‌های کامپیوتری، آنقدر برای بچه‌ها جذابیت پیدا کرده اند که کمتر با شنیدن قصه سرگرم شوند. جذابیت از دست رفته کتاب داستان را چگونه باید برگرداند؟
عصر، عصر بازی‌های کامپیوتری است. این امری اجتناب ناپذیر است. با این حال والدین می‌توانند این مسئله را کنترل کنند. استفاده بی‌رویه از بازی‌های کامپیوتری و شبکه‌های تلویزیونی می‌تواند خطر بزرگی برای کودکانمان باشد. در این میان، وظیفه خانواده است که کودک را با کتاب آشتی دهد. میل به خواندن در ضمیر همه وجود دارد. شما ببینید وقتی کودک باسواد می‌شود دوست دارد معلوماتش را به رخ دیگران بکشد. پس کافی است پدران و مادران، کودکانشان را برای خواندن و شنیدن قصه تشویق کنند. در اغلب فیلم‌های خارجی صحنه‌هایی وجود دارد که پدر یا مادر برای بچه‌اش قصه می‌گوید. این چیزی است که که متأسفانه از رفتارهای فرهنگی ما حذف شده است. قدیم‌ها پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها برای ما قصه می‌گفتند. اما الان والدین کم حوصله شده‌اند. به نظر من یکی از راهکارها این است که پدرها و مادرها هر شب چند دقیقه از وقتشان را اختصاص بدهند به قصه‌گویی برای بچه‌هایشان.

• بسیار خب. حالا که به نیاز شنیدن و خواندن قصه اشاره کردیم بهتر است به این پرسش هم جواب بدهید که چه عواملی می‌تواند قصه را برای کودک و نوجوان مؤثر کند؟
به نظر من بهترین روش، تعریف کردن روان قصه، استفاده از طنز و پرهیز از خشونت است. خنده جزیی از ذات کودکان است. آن‌ها حتی به ترک دیوار هم می‌خندند! ضرب المثلی هست که می‌گوید، اگر بچه شکمش پاره شود با دل و روده خودش هم بازی می‌کند. این وظیفه پدر و مادر است که مسائل را برای کودک قابل فهم کند. کودکان رفتار پدر و مادرشان را خیلی وقت‌ها تقلید می‌کنند. مثلاً می‌گویند وقتی بچه زمین خورد، آخ نگویید بلکه با او بخندید تا او هم با شما بخندد. همسر من از سوسک می‌ترسد! به او می‌گویم که ترس شما باعث می‌شود که بچه‌هایمان هم از سوسک بترسند. برای همین خیلی وقت‌ها سعی می‌کنم با توضیح دادن در حین بازی، مسائل را برای بچه‌های خودم جا بیندازم.

• از گفته‌های شما اینگونه برداشت می‌کنم که شناخت نیاز کودک و دنیای او برای قصه‌نویس کودک و نوجوان الزامی است. چه راه‌هایی وجود دارد تا نویسنده بتواند این نیازها را بهتر بشناسد؟
نویسنده باید منطبق با جامعه‌اش باشد. باید بتواند علت‌ها و معلول‌های اتفاقات را شناسایی کند. محقق و پژوهشگر خوبی باشد. متأسفانه بعضی از دوستان نویسنده، خاطرات دوران کودکی‌شان را قصه می‌کنند. این خیلی بد است. بچه الان با بچه دوره‌ی ما فرق می‌کند. اگر نویسنده تصور کند نیاز کودک امروز با نیاز کودکان هم دوره خودش یکی است دچار اشتباه می‌شود. او به دوره گذشته فقط می‌تواند نگاهی تاریخی داشته باشد. نویسنده باید بداند که مخاطبش باید با قصه او همذات پنداری کند در غیر اینصورت آن را پس می‌زند.

• مشکل دیگر این است که خانواده‌ها هنگام مراجعه به کتابفروشی‌ها نگاه یکسانی به همه آثار حوزه کودک و نوجوان دارند. برای همین است که قصه و نویسنده‌اش، معیار انتخاب نمی‌شود. پای چیزهای دیگری به میان می‌آید مثل تصاویر و آب و رنگ کتاب. این را هم می‌دانیم که خریداری هر چیز نازلی هم تا جایی دوام می‌آورد و پس از مدتی باعث خواهد شد که مخاطب آن را پس بزند. چه باید کرد که این اتفاق نیفتد؟
بهترین راه حل تبلیغ کتاب است. شنیده‌ام که به تازگی انتشارات سوره مهر، برخی از کتابهایش را مانند فیلم‌ها و سریالهای ویدئوی خانگی در سوپرمارکت‌ها پخش می‌کند. این باعث خواهد شد تا کتاب به سبد خرید خانواده راه یابد. به نظر من بهترین روش تبلیغ برای کتاب از طریق تلویزیون است. اما سهم کتاب و معرفی آن در صدا و سیمای ما چه قدر است؟ شبکه چهار سیما تا حدی خواست چنین کاری انجام بدهد اما به خاطر نوع انتخاب کتاب‌ها خیلی موفق نیست. حتی اگر ما از بازیکنان فوتبال بخواهیم که در تلویزیون درباره کتاب حرف بزنند و برای آن تبلیغ کنند هیچ اشکالی ندارد. چون آن نوجوانی که مثلاً علی کریمی را دوست دارد اگر ببیند که ورزشکار محبوبش کتابی را به او توصیه می‌کند، می‌رود آن کتاب را می‌خرد و می‌خواند. باید بپذیریم که تاکنون اقدام جدی‌ای برای تبلیغ کتاب انجام نداده‌ایم. سالانه فقط یکبار نمایشگاه بین‌المللی کتاب را برگزار می‌کنیم که تازه به زعم من آن هم نمایشگاه نیست و فروشگاه است! یعنی ناشر به فروشش فکر می‌کند و خریدار به خریدش. یعنی بیشتر از اینکه اتفاق فرهنگی‌ای باشد، جنبه اقتصادی دارد.

• حالا که به جنبه‌های دیگر کتاب‌های قصه اشاره شد، شما نقشتصویرگر کتاب کودک را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من در این زمینه تخصصی ندارم. ولی می‌دانم که تصویرگر، باید قصه را بخواند و سعی کند که آن را خوب بفهمد. اما خیلی وقت‌ها تصویرگران برای طراحی روی جلد کتاب به اسم کتاب بسنده می‌کنند. به طور نمونه دوست من، محمدرضا بایرامی کتابی دارد به اسم فصل پنجم سکوت. تصویر روی جلد این کتاب طرحی است از یک نوجوان که دهان ندارد! این طرح اصلاً ربطی به داستان ندارد. ماجرا چیز دیگری است. معلوم است که تصویرگر داستان را نخوانده است! این افراد دم دستی‌ترین طرح‌ها را برای کتاب‌ها انتخاب می‌کنند. واقعیت این است که خیلی از این طرح‌ها تنفر برانگیز شده است.

• همانگونه که اشاره شد جنبه‌های آموزشی قصه و داستان کودک و نوجوان یکی از موارد قابل توجه این نوع از ادبیات است. ارگان‌ها و نهادهای علمی، فرهنگی و هنری زیادی در کشور وجود دارد که نقش مهمی در ارتباط با آموزش کودکان و نوجوانان به عهده دارند. از جمله آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و یا حتی حوزه هنری که در سالهای اخیر در زمینه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت‌هایش را گسترش داده است. این نهادها در بخشی از فعالیت‌هایشان مجبور هستند که سفارش تولید اثر بدهند. شما خودتان سفارش گرفتن برای خلق اثر را تأیید می‌کنید یا خیر؟
می‌دانید که شاهنامه هم اثری سفارشی است. درست است سلطان محمود غزنوی هم مثل خیلی از ناشران قضیه را حاشا کرد تا به فردوسی پول ندهد! پس لزوماً کار سفارشی همواره بد نیست. به نظرم سفارش دادن موقعی خوب است که کار را به متخصص بسپارند. شما وقتی می‌خواهید برای ساخت خانه‌ای اقدام کنید به سراغ یک آرشیتک می‌روید تا نقشه‌اش را برایتان بکشد، هیچ وقت به سراغ یک بقال نمی‌روید وگرنه خانه روی سرتان خراب می‌شود. نهادها و ارگان‌های فرهنگی و هنری هم باید چنین کنند. نباید بیت المال را به بیت الآل تبدیل کنیم. ما در حوزه هنری تلاش کردیم تا کتاب‌هایمان با شعار و آرم شروع نشود. شکر خدا انتشارات سوره مهر توانسته جایگاه خودش را بازیابد. خوشبختانه امروز مخاطب با این انتشارات آشتی کرده است.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/H2Z5E5R

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir

شنیدن قصه جزیی از تفریحات کودکان است. | حوزه هنری البرز