
گفتوگو با استاد بیژن زنگنه درباره ساز تنبک
گفت و گوی اختصاصی با استاد بیژن زنگنه (آهنگساز و نوازنده) - بخش اول
محمدعلی خبیر
دو سه ماه پیش، مشغول ساخت مستندی پرتره درباره استاد جلال ذوالفنون بودم. علاقهمند بودم استاد بیژن زنگنه نیز یکی از افرادی باشد که در این مستند با او گفتوگو میکنم؛ چراکه او علاوه بر مهارت در نوازندگی و همکاری با استاد جلال ذوالفنون در آلبوم «پرند»، نسبت خانوادگی نزدیکی نیز با این هنرمند دارد.
وقتی از پسر استاد جلال ذوالفنون سراغ او را گرفتم، متوجه شدم که در هندوستان به سر میبرد و قرار است صد روز دیگر به ایران بازگردد. مرحله نخست فیلمبرداری مستند به پایان رسید و گروه منتظر بازگشت استاد زنگنه ماند.
تا اینکه روزی بهطور اتفاقی او را در سالن اجرای کنسرت گروه فریاد دیدم. درباره مستند با او صحبت کردم و قرار شد در فرصتی مناسب با یکدیگر دیدار کنیم. همین آشنایی و گفتوگوهای بعدی، فرصتی فراهم کرد تا درباره ساز تنبک نیز صحبت کنیم. حاصل این گفتوگو، مصاحبهای است که در ادامه میخوانید.
محمدعلی خبیر
برخی معتقدند تنبک، به دلیل امکانات گستردهای که در اختیار نوازنده قرار میدهد، کاملترین ساز کوبهای است. به نظر شما این تعبیر درست است؟
نمیتوان بهطور مشخص گفت که یک ساز در مقایسه با سایر سازها، کاملترین است؛ زیرا هر ساز بر اساس فرهنگ و روند شکلگیری آن فرهنگ به وجود میآید. این موضوع درباره تبلای هندی نیز صدق میکند. این ساز در فرهنگ هند کاربرد و تواناییهای بسیاری دارد و حتی با وجود اتفاقات قابلتوجهی که در حوزه موسیقی تلفیقی رخ داده و قابلیتهای این ساز را نیز به نمایش گذاشته است، نمیتوان آن را کاملترین ساز کوبهای دانست.
منطقی نیست که صرفاً به دلیل ایرانی بودن، ادعا کنیم تنبک کاملترین ساز ضربی است. بااینحال، با توجه به کاربردهای این ساز در موسیقی ایرانی، میتوان چنین ویژگیهایی را برای آن در نظر گرفت. مقایسه تنبک با تمام سازهای موجود در جهان، اساساً کار درستی نیست. شاید بتوان گفت چون نوازنده هنگام نواختن تنبک از هر ده انگشت خود استفاده میکند، این ساز در مقایسه با برخی سازهای دیگر، تواناییهای گستردهای دارد.
ویژگیهای منحصربهفرد تنبک چیست؟
یکی از ویژگیهایی که به آن اشاره کردم، استفاده از تکتک انگشتان هنگام نوازندگی است. برای مثال، در نواختن تبلای هندی چنین امکانی به همان شکل وجود ندارد. اگر مشخصاً از این ساز نام میبرم، به این دلیل است که امروزه یکی از سازهای پرکاربرد در سطح جهان به شمار میرود.
در اینجا از درام مثال نمیزنم؛ زیرا در شرق کمتر با آن آشنایی دارند و از نظر ساختار فیزیکی نیز با تنبک متفاوت است. در نواختن تبلای هندی، انگشتان نقش مهمی دارند، اما شکل فیزیکی ساز اجازه نمیدهد از همه انگشتان به یک شکل استفاده شود. در تنبک چنین محدودیتی وجود ندارد. افزون بر این، نوازنده میتواند از بازو و ساعد خود نیز کمک بگیرد؛ امکانی که در بسیاری از سازهای کوبهای دیگر به این شکل وجود ندارد.
شاید مجموع این ویژگیهاست که قابلیتهای تنبک را از سایر سازها متمایز میکند. حدود بیست تا بیستوپنج سال پیش، زندهیاد حسین تهرانی که در نوازندگی تنبک نابغه بود، تجربههای متفاوتی با این ساز انجام داد. امروزه نیز در سطح جهان اتفاقات تازهای در زمینه «ترجمه ریتم» رخ میدهد. این رویکرد نشان میدهد که تنبک از نظر قابلیتهای اجرایی، چیزی از سایر سازها کم ندارد.
ممکن است درباره مفهوم «ترجمه ریتم» توضیح بیشتری بدهید؟
هر فرهنگی ویژگیهای ریتمیک خاص خود را دارد. برای مثال، هندیها ریتمهای مختص به خود را دارند؛ همانطور که ریتمهای ششهشتم، دورضربی و نقطهدار، هرکدام ویژگیهای خاصی دارند. ریتمهای شرقی و غربی نیز با یکدیگر متفاوتاند.
قرار گرفتن ریتمهای گوناگون در کنار یکدیگر، در قالب موسیقی تلفیقی، پدیدهای را به وجود آورده است که ما از آن با عنوان «ترجمه ریتم» یاد میکنیم. برای مثال، میتوان فضایی را از یک ریتم فرنگی گرفت و آن را با ساز تنبک اجرا کرد؛ یا برعکس، ریتمی را از موسیقی ایرانی گرفت و روی سازهای دیگر اجرا کرد.
تنبک در طول تاریخ نامهای گوناگونی داشته است. من بیش از بیست نام برای این ساز به خاطر دارم؛ از جمله خمچک، خمبک، دمبال و دمبر. دلیل تعدد نامهای این ساز چیست؟
برخی تصور میکنند قدمت تنبک به هزار یا هزار و دویست سال پیش میرسد، اما حقیقت این است که این ساز پیشینهای بسیار قدیمیتر دارد. به اعتقاد من، ریشههای آن را باید در فرهنگ بینالنهرین، یعنی عراق امروزی، جستوجو کرد. آشوریان سازی به نام «بَلَگ» داشتهاند و تنبک، در این روایت تاریخی، شکل تحولیافته همین ساز است. حتی ضرب زورخانهای که امروزه در زورخانهها استفاده میشود نیز از همین ساز تأثیر پذیرفته است.
بلگ را بهصورت ایستاده مینواختند و بیشتر در میدانهای رزم کاربرد داشت. جالب است بدانید که از همان دوران، بدنه این ساز از سفال ساخته میشد و صدای بسیار قدرتمندی داشت. این ساز بهتدریج تحول پیدا کرد و به شکل ضرب زورخانه امروزی درآمد.
اگر اشتباه نکنم، در زبان فارسی دری، پیشوند «دُم» به واژه «بلگ» اضافه شده و واژه «دُمبلگ» را به وجود آورده است. از دیدگاه زبانشناسی تاریخی، این واژه یکی از قدیمیترین نامهای تنبک به شمار میرود. سپس بهمرور زمان، این واژه به «دُمبَگ» تغییر شکل داده است.
از سوی دیگر، با توجه به اینکه بدنه ساز از سفال ساخته میشده، واژه «خُمبگ» نیز برای آن به کار رفته است. حتی نام «خمبلگ» را هم شنیدهام، هرچند این نام فقط در میان گروهی از مردم رایج بوده است.
به نظر من، بهترین نام برای این ساز «دُمبَک» است؛ اما زندهیاد حسین تهرانی به دلایلی پیشنهاد کرد که آن را «تنبک» بنامند. تنبک نیز از نظر تاریخی یکی از نامهای قدیمی این ساز است و در میان مردم مقبولیت بیشتری پیدا کرده است.
اگر اشتباه نکنم، در دوره اشکانیان نیز به این ساز تنبک میگفتند.
بله، درست است.
پس از حمله اعراب به ایران، این ساز را «ضرب» نیز نامیدند. واژه ضرب معانی مختلفی دارد و یکی از معانی آن «زدن» یا «نواختن» است. از طرف دیگر، همه سازها را میتوان بهاصطلاح نواخت یا زد؛ بنابراین، شاید واژه ضرب چندان دقیق نباشد. نظر شما در اینباره چیست؟
در موسیقی، از این دست واژهها زیاد داریم. برای مثال، واژه «ضرباهنگ» را به کار میبریم که در واقع، هممعنای واژه «ریتم» است.
بسیاری معتقدند نباید از واژههای بیگانه استفاده کرد، اما من به این دیدگاه اعتقاد ندارم. واژهای که به مدت هزار و چهارصد سال در یک زبان کاربرد داشته، بهمرور هویت و ماهیت تازهای پیدا میکند. بنابراین، بهتر است چنین تعصبهایی را کنار بگذاریم.
بااینحال، اگر بخواهیم از این بحث بگذریم، میتوان گفت ضرب سازی است که در آن عمل کوبش انجام میشود. شاید دلیل نامگذاری تنبک بهعنوان ضرب نیز همین باشد. با وجود این، ترجیح من این است که از همان نام «تنبک» برای این ساز استفاده کنم.
تنبک ساز کوکپذیری نیست. آیا کوکپذیر نبودن را میتوان نقطهضعف این ساز دانست؟
گاهی اصطلاحاتی در موسیقی رواج پیدا میکنند که حتی برخی از بزرگان این حوزه نیز از آنها استفاده میکنند؛ درحالیکه با کمی دقت میتوان متوجه شد که این اصطلاحات از اساس اشکال دارند.
وقتی میگوییم سازی را کوک میکنیم، در واقع منظورمان این است که فواصل صوتی آن را بهصورت کروماتیک تغییر میدهیم. اما درباره تنبک، تعریف ما این است که این ساز دارای ارتفاع صوتی است، نه فواصل صوتی. جالب است بدانید که ضرب زورخانهای دارای فواصل صوتی است؛ یعنی میتوان چهار صدای کروماتیک را در آن از یکدیگر تفکیک کرد. تنبک معمولی چنین قابلیتی ندارد و به همین دلیل، ساز کوکپذیری به معنای رایج آن نیست.
بااینحال، چون پوست تنبک بر اثر رطوبت یا عوامل دیگر ممکن بود شل شود و کیفیت صدای ساز افت کند، برخی سازندگان حلقهای به نام «طوق» دور ساز قرار دادند تا پوست کشیده بماند و صدای آن افت نکند. یکی از این افراد، پدر مرحوم من بود. او زمانی که در کارگاه وزارت فرهنگ و هنر فعالیت میکرد، با همکاری استاد قنبری این کار را به سرانجام رساند.
این ساز به نام «ضرب کوکی» معروف شد؛ اما منظور از کوک در اینجا، تغییر فواصل صوتی ساز نیست.
نمونه دیگر، تبلای هندی است که با توجه به نت مرجع کوک میشود. اگر دیده باشید، نوازندگان این ساز پیش از اجرا با چکشهایی به بخشهای کناری ساز ضربه میزنند و آن را با گروه هماهنگ میکنند. البته در این مورد هم محدودیتهایی وجود دارد.
بنابراین، کوک کردن تنبک به معنای رایج آن امکانپذیر نیست؛ زیرا پوست بهکاررفته در ساخت این ساز، قابلیت ایجاد فواصل صوتی متفاوت را ندارد.
مطالب مرتبط

گفتگو با مدیر هنری دیوار نگاره حرم رضوی

گفتگوی هنرمندان با مسئولین

گفتگو با اصغر نقی زاده

گفتگو با معاون راهبری حوزه هنری کشور در حاشیه برگزاری مشق مادر

گفتگو با نویسنده کتاب «کفشی که خانه خانم مرغه شد»

گفتگوی اختصاصی روابط عمومی حوزه هنری البرز با هادی جان فدا دبیر کنگره ملی شعر حدیث حسن
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: alborz.hozehonari.ir