حوزه هنری البرز
← همه اخبار
گفتگوی هنری

گفتگوی هنری

۲ آبان ۱۳۹۰کد خبر: 150565۱

به بهانه گفت و شنود صمیمی با استاد محمد هادی ابوالقاسمی (استاد نگارگری و هنرهای اسلامی)

استاد ابوالقاسمی

هنر بدون نور بوجود نمی‌آید و هنرمند باید آرامش را با توکل به خدا و معنویت الهی بدست آورد.

مقدمه‌ی انس...
پر واضح است هنرمندان در هر جامعه‌ای به دلیل قدر ومنزلتی که در آن جامعه دارند از شهرت خاصی برخوردارند، اما عجیب آن است که هنرمندی پیش و بیش از آنکه بخواهد معروف شود محبوب باشد. نکته اینکه هستند هنرمندانی که بنا به دلایلی (از ابتدای ظهورشان) نمی‌خواهند دچار شهرت شوند و از شهرت گریزانند و تصمیم به ناشناختگی می‌گیرند و این ناشناختگی نه از حیث کم رنگ شدن و عدم حضورشان در جامعه پیرامونشان است و نه از کبر و غرور، بلکه این ناشناختگی خودخواسته مفری است برای جلوگیری از ابتلاء به اقتضائات شهرت کاذب، و صد البته محبوب قلوب شدن دشوار است اما اگر هنرمند برای اعتقادات مردمش ارزش قائل شود؛ چه بخواهد و چه نخواهد، چه دیده شود و چه نشود، محبوب قلوب است و این مهری است که خداوند متعال به طرفه العینی در دل جماعت می‌کارد. به هر رو گاه هنرمند سالک از شهرت می‌گریزد تا مبادا دچار سقوط گردد و یا هنرش به ابتذال کشیده شود...
حال با این مقدمه به سراغ هنرمند سالکی می‌رویم که هنر را به سیر و سلوکش می‌شناسد و قلم‌مو را بی‌وضو به دست نمی‌گیرد. وی کمتر خواسته شناخته شود و بیشتر طالب این بوده است تا آثار ارزشمندش مفاهیم بلندش را متجلی سازند و آرام با مخاطب انس گیرند. او هنر نابش را با علم روز عجین کرده و تلألوء نور معنویت تعهد خاصی در او ایجاد نموده و به آثارش درخشندگی ماورایی داده است. اما دل پر دردی دارد و بنظر می‌رسد آثارش کمتر در منظر نظر مردم قرار گرفته.
انبوه آثار نفیسش چشمانم را خیره کرد. آثاری از مناظر و مرایا، ستاره‌ها و کهکشان‌ها، ناگفته نماند او از کهکشان امامت و ولایت نیز آثار قابل توجهی دارد برای مثال تابلو "محراب علی" اش شهرتی جهانی دارد و برای او در سال تکریم مولا علی(ع) مدال طلایی به ارمغان آورده است.
سید محمدهادی ابوالقاسمی هنرمند نگارگری است که دست به ابتکار جالبی زده و با نور مجازی و مرصع کاری در نگارینه هایش جلوه خاصی به آثارش بخشیده است.
• آقای ابوالقاسمی لطفاً از سوابق هنری خودتان بگویید.
بسم اله الرحمن الرحیم. من سید محمد هادی ابوالقاسمی هستم نزدیک به پنجاه سال است که در هنر نگارگری، تذهیب، طراحی مجسمه، المان‌های شهری، تندیس، آیینه‌کاری، کاشی‌کاری، منبت، معرق و طراحی نقشه قالی فعالیت دارم، که بیشترین سهم آن صرف هنر نگارگری و تذهیب شده است. اصلاً هنر را بصورت موروثی به ارث برده‌ام و از اساتید بزرگی در دانشگاه ها سود برده‌ام. این هنرهایی که من آموختم در قدیم به هنر مستظرفه مشهور بوده است. هنر را من در حضور اساتیدی چون اسلامیان، نصراله یوسفی، زاویه، بهزاد و محمود فرشچیان در هنرستان کمال الملک تلمذ نموده‌ام. پدرم کارمند دارائی بود و در اوقات فراغت نقاشی می‌کرد ولی من علاقمند بودم تا هنر را بصورت تخصصی یاد گرفته و دنبال کنم.
• حال چرا هنر نگارگری؟چه اتفاقی افتاد که در بین هنرهایی که گفتید به سراغ نگارگری وتذهیب رفتید؟
سوال خوبی است؛ به اعتقاد من خداوند هر انسانی را که خلق می‌کند هنری را در ضمیرش قرار می‌دهد. این در مورد من هم صدق می‌کند، از کودکی حس غریبی مرا به این سمت کشاند و در ناخودآگاهم حس کردم که به سمت نگارگری گرایش دارم. شاید خیلی هنرها وجود داشت که می‌توانستم به سمتش بروم اما از کودکی به طرف مینیاتور سوق پیدا کردم. یک حسی به من می‌گفت زیباترین و ظریف‌ترین هنری که می‌تواند در دنیا وجود داشته باشد هنر نگارگری است.
• جهان بینی شما نسبت به هنر و هستی چیست؟
من اعتقاد دارم که قبل از اینکه دنیایی وجود داشته باشد، ما این هنر را در درونمان داشته‌ایم و خالق هستی پیش از اینکه ما را خلق کند این هنر را در سرشت ما قرار داده.
• هنر نگارگری چگونه هنری است؟
همانطوری که در هنر نگارگری ما مشخص است و نقش و نگارهایی که تاکنون ثبت شده است؛ این هنر، یک هنر سوررئالیستی است و تمام تجسمات و تصورات آن جنبه الوهیت دارد. برای مثال یکی از موتیف هایی که در هنر نگارگری و مینیاتور استفاده می‌شود، فرشته است. و فرشته یک موجود آسمانی و سنبل زیبایی است و وجود خدا را به نوعی اثبات می‌کند. این را هم بگویم این سنبل از هنر ایرانی وارد هنر غربی شده و در کل نگارگری هنری ملکوتی است.
• موتیف ها (عناصر تکرار شونده) در کار شما چیست؟
البته واضح است که هنر هر هنرمندی تحت تاثیر روح و روان و تفکرات خویش است. هنرمند پرسپکتیوی را در وجود خود احساس می‌کند و آن حس عمیق را بر روی بوم پیاده می‌کند. من نیز از این قاعده مستثنی نیستم و به فکر چیزی بودم که مشخصه کارم باشد و به دنبال این مشخصه در عالم گشتم تا به نور رسیدم و سعی کردم نور در کارهایم نمود بیشتری پیدا کند به همین خاطر در بیشتر آثار من یک نور مجازی و غیرمجازی وجود دارد. این نور ماورایی، گاه تمثیلی است از نور الهی. برای مثال شرفه‌ها در کار تذهیب سنبل نور و شفافیت است.(شرفه ها ریزه کاری‌هایی است که بعد از اینکه مینیاتور یا تذهیب به آخر می‌رسد در حاشیه کار نور افشانی می‌کند)
• اخیراً در نگارگری ما تذهیب زیاد دیده می‌شود به نظر شما علت چیست؟
بنظرم زیر بنای گرافیک که از غرب هم آمده تذهیب است. مثل انواع لوگوها، آرم ها و... در واقع غربی‌ها از هنر تذهیب ما گرافیک را استخراج کرده‌اند و امروزه بصورت هنر کاربردی از آن استفاده می‌کنند. البته تذهیب زیربنای برخی هنرهای دیگر مثل مقرنص کاری، کاشیکاری و هنر فرش هم هست و نقشی اساسی دارد. این تذهیب آرایی ابتدا در زمان اسلام شکل گرفت. چون در دوره‌ای تصویر سازی در اسلام اشکال داشت هنرمندان مسلمان به سمت المانهای خاصی رفتند. بنابراین هنرمند ایرانی هم به تبع آن و با توجه به آموزه های اسلامی به خطوط اسلیمی و خطایی دست پیدا کرد و در آن تصویرسازی را بصورت المانی و تجریدی ادامه داد، تا هنر تذهیب شکل گرفت.
• شما وقتی اثری را شروع می‌کنید، نقطه آغازش به چه شکل است؟ منظورم این است که ابتدا ایده یا طرحی در ذهن داریدیا کار را به شکل شهودی آغار می‌کنید؟
اصلا در هنر اگر هنرمند عالم به علم نباشد هیچ وقت هیچ چیزی در ذهنش شکل نمی‌گیرد و یا اگر هم بر روی بومش چیزی نقش ببندد ممکن است بی محتوا باشد. فرضاً شما به راحتی می‌توانید روی یک بوم رنگی بپاشید بعد اگر از شما سوال شود نام اثرتان چیست یا موضوع آن چیست و چه مفهومی دارد خواهید گفت بدون عنوان، و این نتیجه‌ای برای مخاطب ندارد. منظورم این است که شما باید به موضوع احاطه داشته باشید و این نکته را یادآوری می‌کنم که هنرمند با استفاده از عوالم درون خود و نشانه های بیرونی دست به خلق اثر می‌زند پس باید به آن کاری که می‌کنید علم داشته باشید هرچند هنرمند باید علاوه بر هنری که دارد مطالعات علمی و فرهنگی وسیعی هم داشته باشد، تا به آن مقامی که شایسته اوست برسد. اگر اینطور نبود برای چه این همه دانشگاه هنری وجود دارد. کلاً اعتقاد دارم خلق اثر تصادفی نیست.
من منظورم بیشتر خلق اثری است که بیشتر از پی الهام است نه تصادفی بودن البته شما اگر فرهنگی در زمینه‌ای خاص داشته و عالم به یک موضوع باشید، ممکن است ایدهای آنی به ذهنتان برسد بله این درست است. برای مثال تابلویی دارم به نام "محراب عشق" که طرح و موضوع آن درباره حضرت علی (علیه السلام) است. من همیشه علاقمند بودم درباره امیرالمومنین اثری بسازم، در شبی از شبهای ماه مبارک رمضان بعد از افطار نشستم پشت میز کارم ناخودآگاه خط و طرحی از مولا به ذهنم آمد. اتفاقاً نزدیک به شب نوزدهم بود که این اثر را خلق کردم. البته باید بگویم که در این ایام همیشه با وضو جلوی بوم می‌نشستم و در یک فضای معنوی قلم‌مو به دست می‌گرفتم و این چیزی نیست جز عشق به علی(ع) وقتی کار را شروع کردم آرام خطوط شکل می‌گرفت و هر لحظه بر علاقمندی‌ام به ادامه کار بیشتر می‌شد و یک حسی به من می‌گفت زیباتر کارکن و آنقدر این شوق و حال خوب در من ایجاد شد که تا سحر کار را ادامه دادم و وقتی کار به پایان رسید دیدم که اثر منحصر به فردی درباره علی(ع) بر روی بوم نقش بسته. پس در وهله اول باید یک فرهنگی وجود داشته باشد البته این را هم اضافه کنم اگر نیت برای رسیدن به یک هدف الهی باشد صد در صد آدم به آن چیزی که می‌خواهد دست پیدا می‌کند.
• در آثار شما تعداد زیادی تابلو دیده میشود که در ارتباط با نجوم است، چه شد به سمت نور، ستاره ها و کهکشان‌ها رفتید؟
ببینید مبدأ هستی نور است و همه هستی به دنبال نور و اگر نور نباشد علم نجوم هم نیست و اگر نور نباشد همه جا و همه چیز تاریک است، این را هم بگویم من همیشه عاشق نور بوده‌ام. اصلاً ما ایرانی ها همه به دنبال نور و روشنی بوده ایم. سعی کردم این نور را دنبال کنم و سعی کردم در آثارم متجلی شود نکته دیگر اینکه هنر بدون نور بوجود نمی‌آید. مساله دیگر اینکه هنرمند باید چیزی را خلق کند که کمتر دیده شده. برای مثال کهکشانهایی وجود دارد که میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارد که هنرمند می‌تواند با استفاده از تخیل خود آنها را به تصویر بکشد تا بر‌ای مخاطب عینی شود.
• کمی درباره سبک خودتان صحبت کنید.
در مکتب‌های مختلف سبک‌های گوناکونی وجود دارد و هر هنرمندی به دنبال سبک خاص خود است. اگر من هم تابلویی شبیه تابلوی آقای فرشچیان بسازم هرگز ارضا نخواهم شد پس من سعی می‌کنم خودم باشم و بعد خود به خود این سبک شخصی بوجود می‌آید. به هرحال من سعی کردم با مرصع کاری و تزیین روی تابلوهایم{کار کنم} برای مثال در یکی از تابلوهایم فرشی را نشان داده‌ام و در مرکز آن که یگ گل شاه عباسی است که از سنگ‌های قیمتی استفاده کرده ام.
• درآخر ضمن تشکر از وقتی که به ما دادید اگر مطلبی دارید بفرمایید.
من رسیدن به اهدافم را مدیون الطاف خدا هستم. هنرمند برای خلق اثرش نیاز به تمرکز و آرامش دارد و این تمرکز را نباید با راه‌های نادرست بدست آورد بلکه باید با توجه و توکل به خدا و یک معنویت الهی بدست آورد، که قطعاً در انتها شاهد کاری متعالی خواهیم شد.

گفتگو از ایمان اردی زاده، کارشناس حوزه هنری استان البرز

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/C2CRDPW

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir