
معنی نقد
پیوند درونی نقد و لایف استایل (life style)
اول:تلاش داریم در این بخش از نوشته ها، نقدها و مطالب کاربردی رشته های گوناگون هنری و به نوعی آراء و افکار نظری در انواع گرایش های هنری مطالبی را بارگزاری کنیم و امیدواریم مطالب انتخابی مفید فایده باشد.
دوم: این مطلب بخشی از یک یادداشت تخصصی به قلم دکتر اباصالح تقی زاده طبری در خصوص «نقد پدیدارهاو ارتباط درونی نقد و سبک زندگی» است که پیش از این در ماهنامه شمار86 سوره اندیشه حوزه هنری به چاپ رسیده است.
گزیده متن:
وقتی از نقد صحبت می کنیم در واقع از آشکار کردن پدیدارها صحبت می کنیم و این نیز با روایت پدیدارها حاصل می شود و روایت هر پدیدار نیز معنایی جز توجه به زندگی آن پدیدار ندارد. یعنی کیفیت زندگی پدیدارهاست که امکان دیدن و آشکار کردن آن ها را فراهم می کند. روایت کردن یک پدیدار چه هست و چه نیست؟ ذیل چه امکانهایی آن پدیدار بوجود آمده است و چگونه می توان آن پدیدار را معنی کرد؟
با روایت کردن یک پدیدار، آنچه یک پدیدار هست را می فهمیم و در واقع آن را به انتهایش می بریم. برای آشکار کردن پدیدارها به زندگی پدیدارها توجه می کنیم و اینجاست که موضوع سبک زندگی با موضوع نقد پیوندی درونی برقرار می کند. آیا در زمانه فعلی می توان به زندگی پدیدارها خارج از سبک زندگی توجه کرد؟ در این نحوه توجه به موضوع، در خود معنای نقد سبک زندگی را می بینیم. سبک زندگی از آن جهت برای ما مهم است که مجال چیزهای دیگر ماست. ذیل لایف استایل یا سبک زندگی می توان فهمید که تئاتر، تعزیه نیست و مدرسه، مکتب خانه نیست. لذا اگر از این مسیر وارد شویم گویی در خود پروژه نقد، سبک زندگی اهمیت پیدا می کند. هر کس که بخواهد نقاد خوبی باشد، باید سبک زندگی را فهمیده باشد و به عبارت بهتر و مشخص تر برای ما با التفات به «لایف استایل»حرف هایش را بزند.
تا اینجا معلوم شد که کار نقد چگونه کاری است و منتقد تلاش می کند تا موضوع مورد نقد را آشکار کند. اما چگونه است که این آشکار کردن همواره خطرناک بوده است؟ چرا حرف منتقد به اعتراض و تلخی می رسد؟ چرا منتقد برتافته نمی شود؟ مگر او چه کار می کند که چنین جایگاهی یافته است؟ منتقد همین که موضع خود را آشکار می کند، سخنش را خطرناک کرده است. منتقد می گوید که یک اثر (مثلا فیلم، نمایش، غذا، معماری...)چه چیزی هست و چه چیزی نیست. به ما نشان می دهد که ادعاهایی که می شود چقدر درست است. چرا که در نقد او آثار و امور نشان داده می شوند و به سرحد امکان هایشان می رسند. نقد اساساً دارد حدود پدیده ها را به خودشان نشان می دهد. بعضی گمان می کنند که نقد در قیاس وضع موجودِ یک چیز با وضع مطلوب شکل می گیرد و منتقد واقعی اینگونه به کار نقد مشغول می شود. اما وضع مطلوب آنگونه که معمولاً طرح می شود چیزی بیهوده است؛ چون بیرون افتاده(خارج) از وضع چیز هاست. یعنی درنظر گرفتن یک وضع مطلوب برای یک چیز چه ربطی به وضع واقعی آن دارد. چگونه ما اجازه داریم با ترسیم چیزی در وضعی مطلوب که دیگر آن چیز در شرایطی که ما می بینیم نیست، نقد کنیم؟آیا این آشکارا تعدی به چیز ها نیست. آیا یک منتقد اینگونه نقد می کند؟
یک منتقد فیلم وقتی فیلمی را نقد می کند نه یک فیلم مطلوب در نظر دارد و نه می خواهد بگوید که این فیلم موجود چقدر با آن فاصله دارد، بلکه می گوید که این فیلم آن چیزی که ادعا می کند نیست. درواقع یک منتقد با توجه به آنچه یک فیلم می خواسته باشد در کار نقد یک فیلم می افتد. اشتباه نکنید، آنچه یک فیلم می خواهد باشد به معنای توجه به یک فیلم مطلوب نیست. بلکه به معنای توجه به امکان های ساختن یک فیلم است. البته اینجا ممکن است شرایط مطلوبی وجود داشته باشد. مثلاً توجه به یک فیلم خوب، اما این شرایط مطلوب شرایطی است که برای فیلمی که منتقد با آن روبروست هم همچنان شرط است. یعنی این مطلوبیت بیرون افتاده از وضع فیلمی که قرار است نقد شود نیست. منتقد وقتی درباره یک فیلم می نویسد که توآن نیستی که ادعا می کنی درواقع درحال مراقبت کردن از آن چیز است. می گوید که تو از عهده چیزی که می خواستی برنیامدی و به آن راهی که شروع کردی وفا دار نماندی. مراقبت کردن از امور وظیفه نقد است. منتقد می گوید که من از تو به تو وفادار ترم. نقد از همین جهت با دیگر اشکال اعتراض متفاوت است. نقد آشکار کردن، در کار مراقبت کردن است. ولی یک معترض فارغ البال است. منتقد مسئولیت چیزها را برعهده می گیرد. منتقد ملتفت روایت امور است. ملتفت بنیاد امور است و اینکه بنیاد امور در بحران افتاده است. منتقد اگرچه در تولید آثار و امور دستی ندارد ولی پی گیر مسئولیتی است که هر اثر و امری با بودنش باید حامل آن باشد. منتقدین با نشان دادن اینکه هنوز آن امر محقق نشده و انجام دهنده هنوز از عهده اش برنیامده است ضامن اداره امور است.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: alborz.hozehonari.ir