حوزه هنری البرز
← همه اخبار
پست مدرنیزم

پست مدرنیزم

۳۰ آذر ۱۳۹۰کد خبر: 150646۱

پست مدرنیزم یا پسانوگرایی حرکتی بود که در تمام عرصه های فرهنگی و هنری در اروپا و به ویژه آمریکا رخ داد. ..


پست مدرنیزم یا پسانوگرایی حرکتی بود که در تمام عرصه های فرهنگی و هنری در اروپا و به ویژه آمریکا رخ داد. تغییرات اجتماعی و نظریات نو در زبانشناسی و تاثیر آنها در ادبیات را می توان دلایل عمده در ظهور پست مدرنیته ی ادبی دانست. پست مدرنیزم را عکس العملی تند در برابر مدرنیزم می دانند. آمریکا، کشور مدرنیزم،حالا تبدیل به گهواره ای برای پرورش پست مدرن شده است. این اتفاق دلایل فراوانی دارد. وقتی مدرنیزم (نوگرایی) پس از سه دهه، در اوایل دهه ی هفتاد از اوج شکوه و عظمت خود سقوط کرد، متفکران به این فکر افتادند که مدرنیزم، آن چیزی نیست که بتواند درد جامعه را تسکین دهد. در جامعه ی صنعتی آمریکا و اروپا که اکثریت جامعه را کارگران و کارمندانی تشکیل می دادند که داشتند چرخ‌های صنعت را می چرخاندند، مردم به نوعی تبدیل به ماشین هایی شده بودند که تمام هفته را می دویدند تا در آخر هفته اوقات فراغتی پیدا کنند. در این آخر هفته ها هم مشغول خرج کردن پول هایشان در پای دستگاه های مدرن بودند. در چنین روزگاری بازگشت به دوران خوش باستانی ضروری می نمود. این اندیشه ها بنیان مدرنیزم را به لرزه درآورد.
بر این اساس عده ای بزرگ ترین ویژگی پست مدرن را بازگشت به گذشته می دانند. البته بازگشتی توام با هشیاری و انتخاب. به این ترتیب چون خود مدرنیزم بر پست مدرنیزم مقدم است، پس پست مدرنیزم از آن نیز بهره ای برده است. از این رو در آثار پست مدرن وجوهی از مدرنیزم(نوگرایی) را در کنار سنت ها، خرده فرهنگ های محلی و عامیانه می بینیم. رواج داستان های هراس انگیز که از آن به نام گوتیک نو یاد می شود، همچنین داستان هایی با درونمایه های فرهنگ عامه، جلوه ای از گرایش پست مدرن به گذشته است. (رمان «نام گل سرخ» اثر اومبرتو اکو)
فردیناند دو سوسور در کتاب دوره ی زبان شناسی عمومی ( 1916 ) بر سرشت قراردادی و غیر انتخابی زبان تاکید داشت. علاوه بر او دانشمندان زبان شناس دیگر نیز زبان را چیزی قراردادی و وابسته به ذهن دانسته و تاکید کردند که زبان کاملا تاویل پذیر بوده و چیزی مستقل از ذهن بشر نیست. این تفکرات نوِ حوزه ی زبان شناسی شالوده ی زبان در ادبیات پست مدرن گردید.
پس از جنگ جهانی دوم در اروپا گونه های ادبی کوچکی شکل گرفت. از رئالیسم جادویی نویسندگانی چون گونترگراس گرفته تا تئاتر پوچیِ یونسکو و ژان ژنه و ادبیات اعتراض سیاسی که نویسندگان کشورهای بلوک شرق : میلان کوندرا ، واسلاو هاول و زبگنیف هربرت نمایندگان آن بودند . این گونه های ادبی ، به رغم تفاوت های آشکار در اهداف و درون مایه ها ، در رهیافت های ادبی و زیبایی شناسی و برهم زدن خطوط مرزیِ ادبیات والا و عامی مثل هم بودند و بعدها موجی به نام پست مدرنیزم را شکل دادند . با این حال نخستین بار اصطلاح ادبیات پست مدرن در ایالات متحده – و نه در اروپا – به کار رفت. آرای عمده ی این دوران از آنِ ایهاب حسن ، لسلی فیدلر ، جان بارت و ایروینگ هاو بود .
ادبیات مورد نظر نظریه پردازان پست مدرنیزم، همه نوع تفاوت در حیطه ی زیبایی شناسی را منکر بود. ساختارهای تکه تکه، روایت های از هم گسیخته و اپیزودیک و شیوه هایی از شخصیت پردازی که در آنها از وحدت روان شناختی و تشخص های یک دست خبری نبود، عناصر اصلی ادبیات پست مدرن را تشکیل می دهند.
نظریه پردازان آمریکایی اصول نظری ادبیات پست مدرن را بر شالوده ی نوشته های عده ای از فیلسوفان اروپایی ، نظریه پردازان فرهنگ ، منتقدان ادبی و زبان شناسانی چون رولان بارت ، زاک دریدا ، ژان بودریار بنیان نهادند . در آثار آنان – که عمیقا ریشه در فلسفه ی نیچه و هایدگر داشت – شماری از موضوعات محوریِ نگرش پست مدرن به روشنی بیان شده بود . مسائلی در رابطه با از بین رفتن تمایزهای میان فرهنگ والا و فرهنگ توده ای، همچنین رد الگوهای دوران روشنگری، الگوهایی مثل خِرَد عام نگر و اندیشه ی کلام محور و دیدگاه های زبان شناسانه ی سنتی که زبان را موجودی مستقل از ذهن انسان در نظر می گرفت.
ویژگی ها
برای ادبیات پست مدرن ویژگی هایی را برشمرده اند که به مختصری از آنها اشاره می کنیم؛
1-عدم قطعیت ( مثلا در پایان بندی)
2-تناقض ( یک بخش از اثر ممکن است بخش دیگر را نقض کند)
3-عدم انسجام و گسیختگی میان اجزای اثر، زیاده روی، فقدان قاعده( در آثار پست مدرن عبث نمایی و تاکید بر پوچی یک اصل مهم به حساب می آید)
4-ابهام گرایی
5-تکه گذاری (کلاژ- نقل قول یا استفاده از بخشی از نوشته دیگران داخل اثر)
6-تاویل پذیری اثر
7-شرح و گزارش واقعیت (همچون داستان های سنتی که قبل از داستان های مدرن رواج داشت) به جای تاکید بر تصویرسازی(همچون داستان های مدرن)
بر این اساس رمان نو، ضد رمان و آثار واقع گرایی جادویی (که به نوعی یادآور قصه های کهن است) و شکل خاصی از داستان های علمی، همگی در ادبیات پست مدرن جای می گیرند.
پست مدرنیزم در ادبیات ایران
به چند دلیل پست مدرنیته نتوانسته در ادبیات ما فرصتی برای ظهور و رشد و کمال داشته باشد. اول اینکه عناصر قدرتمندِ سنت در فضای ادبی ایران حاکم است و دوم اینکه خاستگاه ادبیات پست مدرن یعنی فرهنگ آمریکایی با فرهنگ ایرانی تفاوت های بسیاری دارد. فرهنگ پست مدرن در آمریکا محصول فلسفه و شیوه ی زندگی مبتنی بر ((اکنون مداری)) است که خاص زندگی مردم آمریکاست که با فرهنگ نوستالژیست و آینده نگر ایران تفاوت های بسیار دارد.
گذشته از این دلایل که شاید از نظر عده ای از صاحب نظران مردود باشد، نباید ناگفته بماند که ادبیات ایران هنوز مدرنیته را به کمال پشت سر نگذاشته است تا بتواند کنش و واکنش مطلوبی با پست مدرن داشته باشد.
علاوه بر دلایلی که یاد شد، افراط و تفریط های دنبال کنندگانِ سبک پست مدرنیسم نیز، باعث شده این سبک بازتاب خوبی در جامعه ادبی ما نداشته و هر کس از نگاه و فکر خود، این جریان را جویده و هضم کرده باشد. در حالی که ما می توانیم در ادبیات پست مدرن، جهانی بیاندیشیم و محلی عمل کنیم، به شرطی که ابتدا خود را بشناسیم و سپس جهان را. به این امید که بتوان در دل این بلبشو و آشفته بازار، به نوعی تفکر فرامدرن و انسانی که رنگ بوی ایرانی هم بدهد، دست یافت.

منابع:
مجله الفبا- شماره 15- پست مدرن به عنوان یک نظریه، رضا روشنی
مجله الفبا- شماره 29- ادبیات پست مدرن رویکرد عامیانه، مهدی زارع
ادبیات پست مدرن، ترجمه و تدوین پیام یزدانجو، نشر مرکز ، چاپ سوم 1381
واژه نامه هنر داستان نویسی، جمال میر صادقی، نشر کتاب مهناز، چاپ و ویرایش دوم، 1388
ویکیپدیا
سایت ادبی راز

دفتر آفرینش های ادبی

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/4X4AMKM

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir