حوزه هنری البرز
← همه اخبار
ما همه شبیه همیم

ما همه شبیه همیم

۲۸ فروردین ۱۳۹۲کد خبر: 151077۲

چند نکته پراکنده درباره نسبت فیلم "وقتی همه خوابیم" با سایر آثار بهرام بیضایی- بخش دوم

• مژده شمسایی در دهمین فیلم بیضایی می بایست در چند نقش متفاوت ظاهر می شد و البته بازی او در هر یک از نقش ها بایستی مستقل به نظر می رسید. تقریباً مشابه همان کاری که روزی سوسن تسلیمی در فیلم شاید وقتی دیگر انجام داد. در آن فیلم نیز تسلیمی یک بار در نقش کیان-زن عصبی و مضطرب فیلم- بازی می کرد و یک بار در نقش خواهر کیان که یک زن ساده و آسوده تری بود و البته در یک سکانس نسبتاً طولانی در نقش مادر کیان که می بایست حس مهر مادری اش در مقابل ترس و اضطراب ناشی از جا گذاشتن فرزندش در گوشه خیابان به ستیز با یکدیگر در می آمد. تسلیمی یکی از موفق ترین تجربه های خود را با ایفای نقش کیان پشت سر گذاشت و از آن پس در فیلم های بیضایی زنی دیگر جایگزین شد. شاید پایگرد بیضایی در فیلم هایش نسبت به محول کردن نقش اول زن از پروانه معصومی به سوسن تسلیمی یک پایگرد خوب باشد. چرا که سادگی، سکوت و معصومیت پروانه معصومی از فیلم کلاغ به بعد به درد آثار بیضایی نمی خورد. از آن پس ما با زنی مواجه می شویم که تا حدی سرکش است و برای احقاق حق خود می کوشد، داد می زند و یک تنه در مقابل دیگران می ایستد. از لحاظ جنس زنانگی موجود در آثار بیضایی این دو بازیگر ایفاگر دو نوع زن متفاوت بودند و تا حدی در ایفای نقششان باور پذیر و موفق. با مهاجرت ناگهانی تسلیمی و جایگزینی شمسایی در فیلمهای بعدی بیضایی، می بایست شمسایی نیز از آن پس ایفاگر نقش یک زن عاصی می بود که به تقدیر تن در نمی دهد. با بررسی بازی های مژده شمسایی در سه فیلم مسافران، سگ کشی و وقتی همه خوابیم پی خواهیم برد که اغراق یکی از مؤلفه های بازی های اوست. دست هایش دائم در حال حرکتند و چهره اش که سعی دارد تا امید و نگرانی را به تماشاگر انتقال دهد در هر سه فیلم او تکرار می شود. به طوری که احساس می کنیم این نوع بازی اغراق شده در جهت ظاهر سازی است و ظاهر سازی امری است که به زبان بازیگری تئاتر نزدیکتر است تا سینما.
• در اغلب فیلم های بیضایی کودکان نماینده نسل بعد هستند و اصولاً برای آنها یک زندگی مبهم در انتظار است. گرچه گاهی منشأ امید در فیلم های بیضایی از کودک سرچشمه می گیرد. جنس کودکی که در فیلم وقتی همه خوابیم وجود دارد از جنس کودکانی است که در فیلم هایی نظیر غریبه و مه و کلاغ مشاهده می شود. در این سه فیلم علیرغم اینکه کودکان در حاشیه داستان قرار دارند اما بخشی از مفهوم فیلم بشمار می روند. در وقتی همه خوابیم پرند پایا برای تشویق فرزندش یاسمن برای او کتاب نقاشی های شاهنامه می خرد. این هدیه برای کودک قرار است به مثابه ی میراثی فرهنگی و گران بهایی باشد که نسل جدید به واسطه ارزان اندیشی نسل های فرهنگی گذشته آن را به فراموشی سپرده اند. یا دستکم از شاهنامه چیزی جز نام رستم و فردوسی به خاطر ندارند. این کودک در شرایطی زندگی می کند که مادرش جامعه را به زندانی تشبیه می کند که او و اطرافیانش در آن به سر می برند. حتی خطوط عمودی تیره رنگی که بر دیواری در خیابان دیده می شود گویی بازتاب فضای زندان در شهر است. تحمیل شرایط ناخواسته به مادر او از سوی عده ای سرمایه سالار قدرتمند همانند غل و زنجیری است که در زندان به دست زندانی چون نجات شکوندی می زنند اما با وجود این ناملایمتی ها، حضور کودکی که هنوز شاهنامه را دوست می دارد، نوید بخش این حقیقت است که آینده از آن خردمندان می باشد.
• کارگردانی و تدوین دو مشخصه مهم سینمای بیضایی است که به موازات هم حرکت می کنند و نتیجه آن این است که سینمایی روان و جذاب در پیش روی تماشاگر قرار می گیرد. این نوع تدوین اصولاً فارغ از هرگونه زوائد و درازگویی است. این است که وقتی فیلم های بیضایی را مرور می کنیم به نوعی قدرت و تسلط کارگردان برمی خوریم که حرکت های پیچیده دوربین فیلمبرداری و تدوین مکمل آن هستند و بدون شک این دو عنصر مهمترین عوامل سینمایی آثار اوست. به خاطر بیاورید پلان سکانسهای فیلمهایی نظیر مسافران و سگ کشی را یا تنوع نماهای فیلم مرگ یزدگرد را که علیرغم تک لوکیشن بودن فیلم بسیار متنوع نمابندی شده است و هر آنچه می بینیم در خدمت مفهوم قرار می گیرد. به طور مثال این تنوع را در سکانسی از فیلم وقتی همه خوابیم نیز شاهدیم. سکانسی که در آن نجات شکوندی در داخل کیوسک تلفن مشغول صحبت کردن است. تنوع نمابندی در آن سکانس محدودیت فضای بسته کیوسک تلفن را بیشتر نمایان می کند و این شبیه شرایطی است که نجات شکوندی در آن گرفتار آمده است.- هرچند دکوپاژ این صحنه شبیه دکوپاژ صحنه هایی از فیلم «بدو لولا بدو» یاخته تام تیکور است- در اغلب فیلم های بیضایی دکوپاژ در خدمت فضاپردازی است. چرا که محیطی که شخصیت های فیلمش در آن زندگی می کنند به طرز عجیبی با مفاهیم نهفته در فیلم گره می خورد. شاید از این رو است که گاه فضاها و عناصری در فیلم های بیضایی به چشم می خورد که سالیان سال است که استفاده از آنها منسوخ شده است همانند کیوسک تلفن زرد رنگ در فیلم وقتی همه خوابیم. با این وجود، استفاده از این عناصر قراردادی است بین فیلمساز و تماشاگر که نمایشی بودن صحنه را یادآور می شود.
• در بیشتر آثار بیضایی می توان به راحتی ردپای اسطوره های شرقی بالاخص اسطوره های ایرانی را یافت. از این رو وقتی به دنبال اسطوره در آثار او می گردیم، لایه های زیرین آثارش بر ما هویدا می شود و مخاطب در مواجهه با مفاهیم قابل اعتنای زیادی قرار می گیرد. اسطوره؛ نشأت در باورهای مردم یک سرزمین دارد و بدون شک می تواند در بیان مسائل اجتماعی مربوط به آنان نقش بسزایی داشته باشد. از آنجا که قهرمان آثار بیضایی اغلب یک زن است، این زن در موقعیت های مختلف بسته به ذات زنانگی اش وجوه مختلفی از خود را نمایان می کند. از مهمترین خصایص زن در آثار بیضایی می توان به خرد و باروری او اشاره کرد. که این خود خصیصه الهه باروری و مادر زمین، آناهیتا است. در بازشناسی آناهیتا توجه به سه وجه مادرانگی، معشوقه بودن و لکاته گی بسیار مهم است. حال با مرور اجمالی فیلم های بیضایی در خواهیم یافت رعنای غریبه و مه، تارای چریکه تارا، زن آسیابان در مرگ یزدگرد، نایی در باشو غریبه کوچک، کیان و مادرش در شایدوقتی دیگر، خانم بزرگ در مسافران، گلرخ کمالی در سگ کشی و حتی پرند/چکامه در وقتی همه خوابیم، همان شخصیت های آناهیتا صفت آثار بیضایی اند. آنان یا بواسطه وجه مادرانگی اشان از خانواده و اطرافیان محافظت می کنند، یا به سبب وجه اثیری اشان اغواگرند. از این روست که زن در آثار بیضایی نماد زندگی است و زندگی دغدغه بسیار مهم فیلم های او که بواسطه اش تماشاگر فیلم همواره با فاصله ای میان تولد تا مرگ مواجه است.
پایان

محمدعلی خبیر

*از دیالوگهای چکامه در فیلم وقتی همه خوابیم.



اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/Y3M9F55

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir