حوزه هنری البرز
← همه اخبار
ما همه شبیه همیم

ما همه شبیه همیم

۱۷ فروردین ۱۳۹۲کد خبر: 151072۲

چند نکته پراکنده درباره نسبت فیلم «وقتی همه خوابیم» با سایر آثار بهرام بیضایی- بخش اول

• بهرام بیضایی همواره کوشیده تا در آثارش به مسائل و دغدغه های روز بپردازد. اما باید توجه داشت که زمان حال او، فارغ از گذشته نیست و آنچه در لحظه اتفاق می افتد می تواند ریشه در گذشته داشته باشد. به همین خاطر گاهی شخصیت های فیلمهای بیضایی لباس گذشتگان به تن می کنند و به زبان گذشتگان حرف می زنند. همانند: شخصیت های مرگ یزد گرد، و برخی دیگر در زمان حال زندگی می کنند همانند: اشخاص وقتی همه خوابیم. دغدغه های او در فیلمهایش وسعتی جهانشمول می یابد و این مسئله به ماندگاری آثارش کمک می کند. او اغلب درباره هویت گمشده سخن می گوید. به یاد بیاورید فیلم سفر را، یا فیلم کلاغ را. در فیلم وقتی همه خوابیم نیز پرند پایا، نجات شکوندی و نیرم نیستانی هر کدام به نوعی به دنبال هویت گمشده خود هستند. جستجوگران هویت در آثار او اغلب انسانهای روشنفکر و دانا هستند. او دانایی را می ستاید و دانایان فیلمهایش را در کشمکش با آدمهای عامی قرار می دهد. از این رو گاه دانایی و روشنفکری در آثار بیضایی مورد هجوم قرار می گیرد. گاهی شکل مشخص این روشنفکری تئاتر است. همانند: فیلم رگبار که آقای حکمتی (مرحوم پرویز فنی زاده) با راه انداختن سالن تئاتر مدرسه کاری فرهنگی انجام می دهد. یا یکی از تفاوتهای زن و مرد فیلم کلاغ در این است که مرد علیرغم اینکه در تلویزیون کار می کند اما حوصله اش از دیدن تئاتری که در مدرسه اجرا می شود سر می رود و خطاب به همسرش می گوید: «من این نوع تئاتر رو نمی فهمم.» این مسئله – جستجوی هویت توسط یک روشنفکر- را در سیر مطالعات خود بیضایی نیز، شاهد هستیم. مگر جستار در تعزیه، نمایش ایرانی و اسطوره های این سرزمین جز بازشناختن هویت اصیل خود به عنوان یک ایرانی است؟ اما بیضایی تا پیش از ساخت فیلم آخرش همواره کوشیده بود در پس اثرش چنان پنهان شود که حتی سایه اش نیز بر آن سنگینی نکند. اما علیرغم تکذیبهایش درمورد حواشی فیلم وقتی همه خوابیم، نمی توانم باور کنم که نیرم نیستانی خود بهرام بیضایی نیست! او در فیلم آخرش باز تئاتر را یک مشخصه مهم فرهنگی می شمارد و البته در قضاوت بین سینما و تئاتر، دومی را بر می گزیند تا جایی که به یک بازیگر تئاتر ارزش بیشتری نسبت به بازیگر سینما می دهد. بیضایی بارها بر این مسئله که موقع نوشتن همیشه از خود فاصله می گیرد و دوست ندارد در فیلمها و نوشته هایش دیده شود، اذعان کرده است. با این حال همان گونه که اشاره شد آثار او خالی از بازتاب نامحسوس خالق در اثر نیست ولی این بار- در فیلم وقتی همه خوابیم- این بازتابش او نیست بلکه تصویری تمام قد از او بر روی پرده ی سینماست.
• بیشتر آثار بیضایی نشان می دهد که خلق آنها حاصل سپری شدن زمانی طولانی است. قسمتی از این زمان صرف پژوهش شده است و قسمتی دیگر خرج ته نشین شدن موضوع در ذهن و روان وی. به همین خاطر می پذیرم که او تنها برای حاشیه فیلم ساخته نشده اش- لبه پرتگاه-، جوابیه ای به نام وقتی همه خوابیم را نساخته است. کارشکنی تهیه کنندگان و عوامل موثر در تولید فیلم چیزی است که بارها در طول زندگی حرفه ای وی تکرار شده است. در جریان بسیاری از فیلمهای او مواردی پیش آمده، که برخی قصد داشته اند به ازای سهیم شدن در بودجه فیلم، بازیگری را به او تحمیل کنند. نمونه اش در جریان ساخت فیلم رگبار که کسی حاضر می شود در ازای پرداخت هفتاد هزار تومان، یک بازیگر فیلمفارسی را به بیضایی تحمیل کند و در فیلم سهیم شود. پس از این فیلم و حواشی که برای بیضایی و باربد طاهری تهیه کننده به زندان افتاده اش (البته نه برای این فیلم بلکه بخاطر فیلم خانه قمر خانوم) پیش آمد، او دو طرح غریبه و مه و عیار تنها را برای میثاقیه مطرح کرد. اما شرط میثاقیه برای تهیه فیلم بیضایی بازی بهروز وثوقی در فیلم بود که بعدها سر و کله برخی پیدا شد و رأی میثاقیه و وثوقی را عوض کردند تا هیچکدام از آن طرح ها ساخته نشود. البته زمانی که غریبه و مه با تهیه کننده دیگری به مرحله تولید رسید، در نیمه های کار با کارشکنی بوشهری- تهیه کننده- فیلم با وقفه های طولانی مواجه شد. تا جایی که بیضایی با پولی که وام گرفت، فیلم را تکمیل کرد. در اکران آن فیلم هم هیچ تبلیغی برایش صورت نگرفت. با این وجود تهیه کننده برای دو فیلم دیگرش که از چهره های سرشناس تری در آنها استفاده شده بود تبلیغ کرد و این شد که فیلم غریبه و مه فقط در یک سالن سینما به نمایش در آمد! حتی در تولید فیلم کلاغ هم مؤسسه گسترش به این دلیل که بیضایی از عوامل مورد علاقه آنها استفاده نکرد امکانات محدودی را در اختیار او قرار داد. از همین رو بیضایی بعدها تصمیم گرفت چریکه تارا را خودش تهیه کند. در دیگر فیلمهایش نیز او به نحوی بر سر بودجه با تهیه کننده فیلمهایش درگیر شده است. در میانه های فیلم گفتگو با باد نیز تهیه کننده بودجه ای را که فقط برای تهیه این فیلم در نظر گرفته بود به تهیه دو فیلم اختصاص داد. در سگ کشی هم تهیه کننده بدون اطلاع بیضایی با مؤسسه دیگری وارد همکاری شد و این موضوع به درگیری او با هاشمیان انجامید.
پس می توان گفت، شخصیت اشتهاریان در فیلم وقتی همه خوابیم علیرغم نزدیکی نامش به نام تهیه کننده پروژه ناتمام لبه پرتگاه می تواند نماینده همه آن تهیه کننده های کارشکن در کارنامه حرفه ای بیضایی باشند و شایان شبرخ هم مانندی است برای همه بازیگران سفارشی پروژه های قبلی او. مشاهده می کنید که ته نشین شدن حواشی تولید فیلمهای بیضایی در او باعث شده تا وقتی همه خوابیم به نحوی آشکارا با سرمایه سالاری و قدرت طلبی در سینمای ایران بستیزد. اما ساختن فیلمی مانند وقتی همه خوابیم همانند تیغ دو لبه ای است که در این کارزار به دست فیلمسازی آشفته از بی مهری و ناکام در ساختن فیلمهایی که به وقتش ساخته نشده اند، افتاده است و این آشفتگی باعث شده تا اثبات حقانیت وی زیر سؤال رود. اشتهاریان می توانست نام دیگری داشته باشد و ذهن مخاطب را به اعتباریان سوق ندهد. در حالیکه این سوق دادن باعث می شود تا بیننده گذشته ای که برای بیضایی اتفاق افتاده است را فراموش کند و ذهنش به حوادث حاشیه ای ساخته نشدن لبه پرتگاه نزدیک شود.
• لحن آهنگین در دیالوگ های فاخر یکی از ویژگی های ادبیات روان بیضایی است. بسیاری از دیالوگهای فیلمهایش در گفتگوهای روزانه ما کاربرد یافته و یا به عنوان یکی از مؤلفه های آثارش در ذهن ما باقی مانده است. شاید برخی معتقد باشند که نوع سخن گفتن شخصیتهای آثار بیضایی نامأنوس است. اما این نامأنوسی دال بر اینکه همه آنها یکجور حرف می زنند نیست. هیچگاه زن آسیابان در یزدگرد همانند تارا در چریکه تارا سخن نمی گوید. یا حرف زدن رعنا در غریبه و مه مثل حرف زدن آسیه در کلاغ نیست. هرکدام از این شخصیتها در مکانی خاص، در زمانی مشخص، در طبقه اجتماعی متفاوت زندگی می کنند. بنابراین می بایست سبک گفتاری آنها را، قابل فهم، نزدیک به زمان رخداد حادثه و البته بسیار فارسی پنداشت. دقتی که بیضایی در انتخاب واژگان دیالوگهایش به خرج می دهد تا حد بسیار زیادی نیاز به ادای خوب و مناسب از سوی بازیگری دارد که آن را بیان می کند. مثلاً در فیلمهای پیشین بیضایی وقتی دیالوگها را از زبان سوسن تسلیمی می شنویم برایمان بسیار باور پذیر و طبیعی جلوه می کند. به یاد بیاورید بازی او در فیلم هایی همچون چریکه تارا و باشو غریبه کوچک را. اما در فیلمی مانند وقتی همه خوابیم وقتی بازیگر نقش کارگردان- هدایت هاشمی- با عکس العمل هایی که از بازیگر فیلم های بیضایی بعید است، دیالوگ می گوید ما آن را کاملاً نمایشی و غیر طبیعی می پنداریم. مسئله دیگر در رابطه با دیالوگ های وقتی همه خوابیم شعار و خشمی است که از سوی نویسنده بر آن تحمیل شده است. این بار به جای طبقه اجتماعی و شغلی آدمهای قصه، مخاطب با طبقه بندی دیگری مواجه می شود. آدم های خوب مطلق داستان و آدم های بد مطلق داستان. حس و پرداختی که در دیالوگ های این دو دسته وجود دارد تا حدی به این مرز بندی کمک کرده و باعث شده تا حرف زدن آنها بسیار شبیه به هم به نظر برسد.

محمدعلی خبیر

ادامه دارد...

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/HDDPQA2

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir