
مادرانه
سروده سرکار خانم سیده فخرالسادات موسوی ـ جهت نقد در کارگاه شعر آیینی
مادرانه
به قصه های یکی بود و هیچ ... های نبود
غزل ، ترانه ، قصیده ، غزل – ترانه ، سرود
و زیر سقفِ بلندِ بنفش- آبی ، سبز
کسی دوباره برایم کشیده رنگ کبود
و لاله ای به چهل تربت ، آشیانه گرفت
و چادری که شکسته غرور و کبر یهود ...
به برگ برگ صیفه ، غزل غزل باران
از آسمان نگاهش ، چکیده یاس آلود ... !
کجای عهدِ سفیفه شکفته نیلیِ تو
کجای بیت حزینت ، میان آتش و دود –
شکست سینه ی یاسین و آیه ی تطهیر ؟
خحمید سوره ی «کوثر» و «هل أتی» به قعود ؟
و« ما أفاءَ اللهُ ...»، و بسته دست فدک ... *
وقال : « أنَّ الانسان ، لربهِ لکنود » *
تمام آینه ها رو به قبله اند ... اما
تمام قبیله نشسته برای توبه سجود
اگر شکسته کبوتر و آسمان زخمی ست
برای چشم نجیبت ، فقط برای تو بود
قنوت پنجره ها هم برای باران ست
که پشت کوچه ی غیبت گرفته قلب شهود
برای تو نگاهت طلوع خوبی هاست
منم کسی که : سه نقطه ، « منم کسی که نبود...» !
سیده فخرالسادات موسوی
* آیه 7-6 سوره حشر آیه 6 سوره عادیات
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: alborz.hozehonari.ir