
بسم الله الرحمن الرحیم «کلّ نفس ذائقة الموت و نبلوکم بالشّر و الخیر فتنة و إلینا ترجعون»
و هر نفسی در عالم رنج و سختی مرگ را خواهد چشید. و به ناخوشی و خوشی شما را بیازماییم و هنگام مرگ به سوی ما باز خواهید گشت».(سوره انبیاء، آیه 35)
مرگ ناگهانی در این روزها به پدیده ای عادی بدل شده است و چشیدن مرگ به گزیده شدن توسط هیولایی که به ناگاه سرمی رسد و عزیزی را به کام نیستی می کشاند. این روی ناخوش روزگار است که به حکم این آیه مقدر شده اما به قضای نابهنگامی چون بیماری کرونا بر ما چون بلایی نازل.
آخرین باری که ما مرحوم حاج اکبر آقای رجبی را دیدیم در آخرین روز سال گذشته بود. دوست و همکار و مسئول امور مالی سابق و ذیحساب این روزهای حوزه هنری البرز.
آمده بود سندها و مجوزهایی که برای پرداخت های آخر سال باید امضا و کامل می شد را به نتیجه برساند. به اتاق دفاتر فرهنگی آمد برای خداحافظی و طلب حلالیت پایان سال که رسم همه خداحافظی های آخر سالی ماست در حوزه هنری البرز و آرزوی سالی نو و خوش برای همدیگر، اما انگار این حال خوش زندگی برای او که از همان روزهای آغازین سال نو شنیدیم که گرفتار ویروس منحوس کرونا شده مقرر و میسر نشد. این دست و پنجه نرم کردن با هیولای نیستی تا همین دیروز که نیمه های اردیبهشت بود ادامه پیدا کرد. بارها از حال و احوالش که گاه رو به بهبودی وگاهی به وخامت می رفت در گروه همکاران خبرهایی می آمد و دعای سلامتی و بهبودی برای او تنها چیزی بود که از دست و دلمان بر می آمد.
علاقه و عشق به زندگی در همه حرکات و رفتارهای او کاملا آشکار بود. امید به آینده را در سخن گفتن از پسر کوچکش و طرح هایش برای آینده ای که در پیش رو برای خودش و خانواده اش ترسیم کرده بود، می شد دید. در شوق و ذوقش برای بزرگ شدن تنها فرزندش و سایه اش که بر سرمادر و همسر و برادرهای کوچکترش بود، که برایشان پشتوانه ای محکم و قوی بود.
موفقیتش در کار و پیشرفتش در زندگی حاصل پشتکار و تلاش بی وقفه اش بود. نظمی دقیق و سختگیری هایی که لازمه کارش بعنوان یک ادم کار بلد در کار حسابداری و مالی بود. و به پشتوانه همین پشتکار و تلاش شبانه روزی هم پیشرفت کرده بود و این مایه خوشحالی و افتخار همه ما بود. همه ما اذعان داریم که مرد خانواده اش بود و به سختکوشی و پرتلاشی بین همه کسانی که می شناختندش مشهور. این رسم زندگی و روزگار است و از آن گریزی نیست انگار که اگر دلبسته چیزی شدی همه چیز دست به دست هم می دهد تا همان دلبستگی را از تو بگیرد. اکبر آقا دلبسته زندگی بود و دریغا که فرصت این دلبستگی زود از او گرفته شد، درست در میانه های راه زندگی. زندگی ای که برای آینده آن طرح های دور و درازی داشت.
و حالا برادر همه ما، اکبر آقای عزیز که سال ها با او بواسطه کار و دوستی و همراهی زیسته ایم به این پایان کابوسوار دچار شده و راهش را از ما و سایر همکاران و خانواده و دوستانش جدا کرده و تک و تنها سفرش را به سوی سرزمین موعود آخرت آغاز کرده. سفری که برای همه ما ناگزیر است و در انتظار همه ماست اما آن چیزی که این جدا افتادن را غم انگیزتر می کند رنج و مصائبی است که بر او بخاطر گرفتاری به بلای کرونا گذشت.
امیدواریم سفر آخرت برای او همراه با عاقبت به خیری و آرامش باشد.وامیدوارتراینکه به حرمت شب شهادت مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علی(ع)،شبی که آغاز سفر او شد مورد شفاعت حضرتش قرار بگیرد و بر سفره مولی و صاحب این شب ها و روزها مهمان باشد، انشالله.
همکاران حوزه هنری البرز
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: alborz.hozehonari.ir