حوزه هنری البرز
← همه اخبار
بداهه سازی بر روی موقعیت های متنی

بداهه سازی بر روی موقعیت های متنی

۲۹ آذر ۱۳۹۳کد خبر: 151443۱

نوشته مهدی محمدی از هنرمندان دفتر هنرهای نمایشی حوزه هنری البرز

بداهه سازی بر روی موقعیت های متنی

ما در تمام لحظات حتی در حال نوشتن این مطلب بداهه سازی را انجام می دهیم. نکته مهمی که در این نگاه به زندگی نهفته است؛ این است که هیچگاه در این اعمال بداهه، ساختار کلی زندگی را دگرگون نمی کنیم بلکه مدام در درون آن دست به تغییر می زنیم تا به لحظاتی از آزادی در حین محدودیت برسیم. همانگونه که فرانسیس هاج می گوید: " یکی از مسائل مهم در یادگیری کارگردانی آموختن تلفیق متناقض نمای آزادی و محدودیت است."

در هر نمایشنامه با ساختاری کلی روبرو هستیم که باید آن را به روشنی نمایش دهیم و خروج از آن،  نمایشنامه دیگری را می سازد. البته این طرز برخورد با متن خود نوعی از بداهه پردازی است که ما در این جا به آن نمی پردازیم. با این فرض که قرار است نمایشنامه ای خاص را به اجرا برسانیم پس ناگزیریم به مانند بداهه سازی در زندگی هر روزمان در درون متن دست به بداهه پردازی بزنیم. روبرتو چولی در گفتگویی این نوع بداهه پردازی را به آزادی در درون زندان تشبیه می کند. متن نمایش با این نگاه به زندانی شبیه به زندگی تشبیه می شود که ما به عنوان بازیگر و کارگردان در درون آن برای فرار از یکنواختی دست به تغییر می زنیم . بازیگر و کارگردان در این شکل از بداهه در تلاش هستند تا موقعیت ها را پویا تر و غنی تر به نمایش گذارند .

نباید فراموش کرد که شخصیت همواره خود را در درون موقعیت های مختلف نمایشی بروز می دهد.  این موقعیت ها هستند که شخصیت را وادار به کنش و واکنش می کنند.  بازیگر برای کشف نقش، ناگزیر باید در درون موقعیت متن نمایش قرار گیرد اما تنها قرار گرفتن در این موقعیت کافی نیست بلکه چگونگی عملکرد نقش در موقعیت نکته اصلی خواهد بود. درست از همین جا بداهه سازی راه گشا می شود . بازیگر و کارگردان در زمینه موقعیت مورد نظر دست به تغییر رابطه خود (نقش) با پیرامون می زنند و در هر لحظه واکنش های تازه ای از خود بروز می دهند. به این ترتیب به مرور از این راه نقش ابعاد گوناگون خود را نمایان می سازد.

بدون تردید بازیگر زمانی که در حال بداهه پردازی بر روی موقعیتی از نمایشنامه است تلاش می کند تا به سوالات خاصی در ذهن خود پاسخ دهد که نتیجه بر خورد با موقعیت مورد نظر است.  به طور مثال این که نقش در چه حال و هوایی به سر می برد؟ با چه موانعی برای رسیدن به هدف در گیر است؟ برای غلبه بر این وضعیت چه می کند یا چه باید بکند؟ با پاسخ به هر کدام از این سوالات به راحتی می توان انگیزه های نقش و ابعاد هویت او را روشن کرد. این نوع بداهه عملی هدفمند می باشد چرا که با متن نمایش در ارتباط است. کارگردان بر روی زمینه مشخص متن نمایش بازیگر را در موقعیت خاصی قرار می دهد و از او می خواهد که کار را شروع کند. بازیگر با در نظر گرفتن هدف اصلیِ موقعیت ارائه شده تلاش می کند خود را آزادانه در اختیار وضعیت موجود قرار دهد و به طور ناخودآگاه واکنش نشان دهد. او سعی می کند موانعی را که بر سر راه رسیدن به هدف  قرار دارد با تغییر روابط خود در هر لحظه با پدیده های پیرامونش کنار بزند و به هدف دست پیدا کند .در این شکل از بداهه بازیگر به لذت کشف خواهد رسید و به بهترین تفسیر و یا بهترین اجرا از متن دست پیدا می کند.

بداهه سازی می تواند با این شکل زمانی آغاز شود که هنوز بازیگر متن نمایش را نخوانده است . با قرار دادن نقش در موقعیت هایی از متن نمایش می توان به راحتی انگیزه و هدف نقش ، چگونگی عملکردش در رابطه با دیگر شخصیت ها، ظاهر و درون نقش و حتی قسمتی از گذشته نقش را که مربوط به رویداد در حال وقوع می باشد کشف و روشن کرد.

شاید بتوان به شکلی بداهه سازی را به بازی تعبیر کرد. "استانیسلاوسکی" اهمیت بازی را در فرایند کار روی نقش به شدت احساس می کرد و هم از این رو بداهه پردازی را به عنوان یک وسیله تمرین معمول کرد. بهره گیری از بازی و بداهه پردازی امروزه یکی از بخش های بنیادین فرایند آموزش اغلب بازیگران است. بازیگر می تواند از طریق رویارویی با کنش ، واکنش غریزی خود را بروز دهد و نقش را قابل انعطاف و غنی سازد.

یکی از روش هایی که می تواند هر بازیگری را در راه آزادی عمل و حرکت خلاقه در محدوده متن یاری دهد.، قرار دادن او در موقعیت هایی شبیه به موقعیت متن نمایش است . بطور مثال: صحنه ای از نمایشنامه اتللو اثر شکسپیر را در نظر بگیریم که یاگو درکار وسوسه کردن اتللو است. در این موقعیت می توان کنش را با چند تمرین روشن تر ساخت. مانند اینکه اتللو گاوی خشمگین است و یاگو یک گاو باز ماهر. یاگو می تواند به یاری یک چوبدستی و شنل اتللو را به مانند گاو تحریک کند. این تمرین بازیگر را هرچه بیشتر به کنش نزدیک می کند و ابعاد گوناگون نقش را روشن می سازد. البته قابل ذکر است که تمرین فوق بر پایه کنش های جسمانی شکل می گیرد که می توان در حین انجام آن به سمت کلام نیز پیش رفت.

چنین رویکردی در کشف نقش می تواند به بازیگر کمک کند تا گستره وسیعی از امکانات را برای شخصیت نمایشی خود پیدا کند. بحث کردن یا تحلیل در مورد موقعیت های نمایش در جای خود درست می باشند اما گاهی بداهه پردازی بر روی همان موقعیت بسیار کار آمد تر است . و جای ساعتها جدل بر سر اهداف و انگیزه های نقش را می گیرد.

مسئله مهم دیگری که در این نمونه بداهه سازی در مسیر کشف شخصیت، مورد توجه است انعطاف پذیری نقش است . گاهی اوقات در یک اجرا از خود می پرسیم که چرا شخصیتی که در حال ارائه است تا این حد یکنواخت و خشک به نظر می رسد؟ مسئله همین جاست که بازیگر ظرایف شخصیت نمایشی را به درستی درک نکرده است و هنوز نقش، آزادانه در مسیر رسیدن به هدف گام بر نمی دارد. راه حل در بداهه سازی نهفته است. تمرینات بداهه سازی بر روی موقعیت های متنی به کشف و درک درست نقش در لحظه لحظه نمایشنامه کمک می کند و به نوعی نقش از قدرت انعطاف پذیری در مقابل شرایط گوناگون موجود در درون متن نمایش بر خوردار می شود.

اگر از زاویه دید یک کارگردان به مسئله بداهه سازی نگاه کنیم کمک های بسیاری را در راه ارائه اجرایی خلاقه ، پویا و پر انرژی شاهد هستیم . کارگردان با چنین رویکردی به نقش و موقعیت های متن خواهد توانست اجرایی در نهایتِ باور پذیری را ارائه دهد.

کارگردان با انجام تمرینات بداهه از آن نوع که گفته شد می تواند به بسیاری از زوایای تاریک متن و به اصطلاح زیر متن دست یابد. او با چنین رویکردی به نمایش اجرایی پویا ، باور پذیر و بدور از ملال را ارائه خواهد نمود. فرانسیس هاج می گوید: " کارگردان مهمترین بداهه ساز است . از این جمله برداشتی خاص از یک کارگردان می شود . کارگردان به عنوان کسی که مدام در حال بررسی وضعیت نمایش و عملکرد عناصر مختلف در یک رویداد است، در تمام لحظات سعی می کند با تغیر روابط عناصر مختلف با یکدیگر به درونمایه اصلی اثر نزدیک شود که مهمترین عنصر نمایش یعنی بازیگر کلید اصلی کار او است . حال کار بر روی هدایت بازیگر در راه کشف نقش مهم جلوه می کند و بداهه سازی در راه آشکار سازی نقش با استفاده از موقعیت های متنی بداهه ای می شود که هم زمان کارگردان و بازیگر با آن درگیر می شوند.

در پایان می توان گفت که اینگونه بداهه پردازی به بازیگر کمک می کند تا با دقت به مقصود و هدفش برسد و به کارگردان نیز یاری می دهد تا اجرایی سر زنده و پر انرژی را ارائه کند اما نباید فراموش کرد که "بداهه پردازی به خودی خود یک هنر است و باید اهمیت آن را در تئاتر درک کرد. 

مهدی محمدی

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/AP9N2BZ

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir