
اقیانوس خاک
"اقیانوس خاک" سروده محمد سرابی رتبه دوم بخش آزاد جشنواره عطر سنگر
زمین خون گریه می کرد آسمانها را که آوردند
قیامت بود، تـابوت جـوانـهـا را که آوردند
چنان زخم تبرها غنـچـه رویـانـد از بدنهاشان
که پر گل شد کران ها، بی کران ها را که آوردند
غـروب سرخ سرگـردان نبود از بـی نشانی ها
جهان پر شد نشان، این بی نشانها را که آوردند
زمین رفت آسمـان و آسمـان جای زمین آمد
نسیم پیرو صـاحب الـزمـانـها را که آوردند
بیـا ای جان شیرین، مثل باران جان فشانی کن
چه جای جان فشانی مانده، جان ها را که آوردند
عقیق اشک می ریزد به اقیانوس خاک امشب
که آب آتش گرفت، آتشفشانها را که آوردند
خدا هم گفته بود این واژه ها را با شهیدانش
که جاویدان شدند این یادمانها را که آوردند
زمـان از رفـتنش تـا بـی نهایتها تـوقف کرد
زمـیـن لـرزید، این عمق زمانها را که آوردند
صدای سروها خشکید و قامتهایشان خم شد
بـلنـدای تـنـومند استـخوانها را که آوردند
نـمی مـانـد به جا دیگر نشان پهلوانی ها
نشان گـردن ایـن پهـلوانـها را که آوردند
بـیـا ای مـادرم، رنج تو آخر گنج قارون شد
که قارون مرد، این گنج نهان ها را که آوردند
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: alborz.hozehonari.ir