حوزه هنری البرز
← همه اخبار
"اخلاق در هنر" به قلم ایمان اردی زاده

"اخلاق در هنر" به قلم ایمان اردی زاده

۱۱ دی ۱۳۹۰کد خبر: 150653۱

سخن گفتن از یک امر نسبی (همچون اخلاق) بنظر سهل و ممتنع می‌آید. زیرا که بسیاری از علمای تام به آن پرداخته‌اند ...

سخن گفتن از یک امر نسبی (همچون اخلاق) بنظر سهل و ممتنع می‌آید. زیرا که بسیاری از علمای تام به آن پرداخته‌اند و در ساحت‌های (گونه گون علمی، عقلی و انسانی) بشر بصورت گسترده و مجزا و به اندازه کافی مورد بررسی قرار گرفته است. شاید هم در این بمباران اطلاعاتی عصر مدرن مساله اخلاق اولویت کمتری میان برخی فرهیختگان و روشنفکران داشته باشد چرا که مدرنیسم اساساً با این مقوله بیگانه است و تکنولوژی از آن بی‌بهره. به‌هرو همین اخلاق، درونی و بیرونی بودنش از هر حیث تاثیر شگرفی بر توسعه فرهنگی جوامع دارد. چرا که در برنامه‌ریزی‌های کلان جوامع و نظام‌های پیشرو و توسعه محور نقش بسزایی ایفا می‌کند. اما در این مقال قصد نداریم به ریشه‌های انسانی و یا رهنمون‌های دینی آن بپردازیم و تنها آنچه به ساحت هنر ارتباط دارد را به نشان تذکری گذرا در یکی از رسالت‌های هنر و البته اخلاق در هنر می‌پردازیم.
گروهایی که در توسعه فرهنگی جوامع تلاش می‌کنند مجموعه‌ای از جامعه شناسان، مدیران، روانشناسان، هنرمندان و ... می‌باشند که نقش هنرمندان به سبب هنرشان و سایر جذابیت‌های درونی و بیرونی‌شان در طیف دگرگون کنندگان و موثرین گروه‌ها در فرهنگ جوامع بشمار می‌آیند.
بخشی از هنرمندان در دایره رسالت فرهنگی خود مدعی رساندن انسان امروز به غایت تکامل انسانی هستند. غایتی که در مباحث نظری نیز بسیار به آن پرداخته می‌شود. البته غایتی بس دشوار، شورانگیز و تامل برانگیز و شاید هم دست نیافتنی. پر واضح است این رسالت بدون اندیشه هنر و تفکر عمل‌گرایی (پروگماتیسم) میسر نیست.
حال این سوال مطرح است که چه کسی می‌تواند بار سنگین این رسالت را به دوش بکشد.و اینکه آیا خود هنر توانسته در حوزه اخلاق به موفقیتی دست یابد؟ شاید این مقدمه کوتاه برای ورود به بحث اخلاق در هنر و یا هنر برای اخلاق بسنده باشد.
باید گفت این گفتار کوتاه نه قصد توصیه و پندار را دارد و نه داعیه مصلحی را دارد که می‌خو اهد جهان پیرامون خود را به یکباره دگرگون سازد.
به یاد دارم که وقتی وارد دانشکده هنر شدم اولین سوالی که از من شد دلیل حضورم در عرصه هنر بود و من نیز بی‌تکلف و با سادگی و خامی خاصی گفتم می‌خواهم بشریت را نجات دهم. هر چند امروز به گزاف بودن آن پی بردم، چرا که تلاش برای رهایی و پلیدی جامعه (آن روز) خود را بسیار دشوار دیدم؛ اما این را نمی‌شود به همگان تعمیم داد؛ نباید نا امید شد چون انسان صاحب تفکر فطرتاً پاک است و با کوچکترین پیامی بیدار خواهد شد .
اما آیا هنرمند امروز برای رهایی خود و همنوعانش از برخی ناهنجاری‌‌ها تلاشی کرده است؟ اگر می‌گویم هنرمند امروز منظورم هنرمندان عصر ما و حاضر در جامعه فرهنگی ماست. هنرمندی که نه مدرن است ونه سنتی. دلش می‌خواهد از سنت فاصله بگیرد و ازطرفی رنگ و لعاب مدرنیته نیز او را گرفته و از سویی زاده همین مرز و بوم است. ایرانی است اما نیم نگاهی به غرب هم دارد و گاه خود و هم کیشانش را با جامعه غرب (مثلاً متمدن) قیاس می‌کند و گاه افسوسی می‌خورد و آهی هم می‌کشد.
به هر صورت گویی انسان بودن تجسد وظیفه است و وظیفه هنرمند بسیار سنگین‌تر. گمانم بارها شنیده باشید که فلان هنرمند فلان خبط و خطا را مرتکب شد و یا کسی با عنوان هنرمند مشهور، چنان هنجارشکنی از او سر زده که باعث اختلال در فرایند توسعه فرهنگی در جامعه شده است. شکی نیست که انسان جایز الخطاست. اما آیا این جایز الخطا بودن به ما اجازه می‌دهد دیوار هنجار‌ها را فرو ریخته و عریانی جامعه را به همگان نشان دهیم؟ این را از آن رو می‌گویم که هنرمند به دلیل شهرت و جذابیتی که دارد می‌تواند بسیار تاثیرگزار باشد. حال باید پرسید هنرمند جامعه ما چقدر می‌تواند خویشتن‌دار و مصمم باشد تا نه تنها مورد ملامت قرار نگیرد بلکه الگویی پویا و اخلاق‌گرا برای جامعه امروز (خاصه جوانان و نوجوانان) باشد.
فقر فرهنگی میان بعضی سطوح جامعه به شدت هویداست و نیازی به بازگویی مجدد ندارد اما آیا هنرمندی که از میان همین جوامع سر برآورده و طعم درد فقر فرهنگی را با تمام وجود چشیده توانسته گامی کوچک برای اعتلای فرهنگی جامعه خود بردارد؟ هرچند نباید از او انتظار قدیس را داشت اما رسیدن به بلوغ حرفه‌ای در هنر لازمه‌اش فقط پرسه در دنیای هنر نیست و گاه کمترین پرسه در مباحث اخلاقی از سوی هنرمند می‌تواند جامعه‌ای را از فنا نجات دهد.

ایمان اردی زاده
کارشناس واحد نمایش حوزه هنری استان البرز

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://alborz.hozehonari.ir/s/FLE4E88

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: alborz.hozehonari.ir