به گزارش روابط عمومی مرکز تجسمی حوزه هنری، هنرمند نقاش، سیدعبدالله حاجیسیدحسن در زمینه نقاشیخط در مرکز تجسمی حوزه هنری مشغول به فعالیت می باشد. بازی با حروف مشخصه آثار این هنرمند نقاش است که با اینکه برایش محدودیت ایجاد کرده ولی همچنان خود را ملزم به استفاده از آنها می داند. اخیرا در آثارش بجز رنگ های سیاه و سفید از رنگ های دیگر هم استفاده می کند که جلوه تازه ای به کارهایش داده است.
در ادامه به منظور آشنایی بیشتر با روحیات و شیوه کار این هنرمند عرصه نقاشیخط، بخش دوم گفتگویی را که روابط عمومی مرکز تجسمی حوزه هنری با ایشان انجام داده است را مطالعه مینمایید:
-هنر فاخر از نظر شما چیست؟
البته شاخصههایی وجود دارد ولی این روزها هر کسی که تولیداتی داشته باشد را هنرمند و تولیداتش را اثر هنری میگویند. حالا این کار آیا حتما باید زیبا باشد، فاخر باشد، تاثیرگذار باشد و حتی بعضیها معتقد هستند که میتواند زشت هم باشد ولی باید تاثیرگذار باشد و بعضی چیزها هم ذوقی است و به نظر میرسد که ذوق و سلیقه مردم هم هرچندوقت یک بار عوض میشود مثل رنگ خودرو که زمانی سفید و زمانی سیاه مورد اقبال بیشتر مردم است.
-چه کاری از نظر شما ارزش هنری بیشتری دارد؟
الان نمی توانم جواب خوبی به سوال شما بدهم زیرا خودم بیشتر درگیر کارم هستم و کسی که درگیر کار هست چندان درگیر بازار نیست.
من فکر میکنم که هنرمند باید درگیر کارش باشد. ولی منتقدها میتواند کارها را ببینند و مقایسه، تجزیه و تحلیل کنند و بگویند که این کار اثر هنری قابل ارائه هست یا نیست، یا این اثر با شرایط داخلی ما در داخل قابل فروش هست یا در خارج که من در این مورد اطلاعی ندارم.
به نظر میرسد در این مسیر کسانی هستند که خط میدهند و هر چند سال یک چیزی باب می شود. من شعاری برای خودم دارم که "آن کاری که بلد هستی را انجام بده" من این کار را بلد هستم و انجام میدهم. با نگاه فروش هم به کارهایم نگاه نمیکنم چون اگر با این نگاه بخواهید کار بکنید استرسهای ناشی از فروش و زد و بندهای آن در ذهن هنرمند میآیند و نگاه هنرمند را دچار تغییر میکند و شاید هم عدهای با نگاه به کارهایی که بازار خوبی دارند در این مسیر پیش بروند و این طوری احساس میکنم که زیر سایه آن هنرمند می روند. البته بعضی گالریدارها این کار را میکنند، یک عده ای را بزرگ میکنند و هر هنرمند جوانی هم که برای ارائه کارشان به سراغ آنها میروند به سمت آنها سوق میدهند که اشتباه است.
-جوانی که در ابتدای راه است و میخواهد به سمت این هنر بیاید باید از کجا شروع کند؟
بالاخره الان همه کارها تخصصی شده و هر نوع کلاسی که بخواهید هست و راه دیگر ورود به دانشگاه است برای تحصیل رشته مورد علاقه ولی من خودم از همان مرکب و قلم نی شروع کردم و هر کسی که میخواهد به این مسیر بیاید میتواند با سادهترین چیزها شروع کند و دنبال این هم نباشد که دولت امکانات بدهد.
-در آثاری که خلق میکنید به دنبال پیدا کردن یا نشان دادن خودتان هستید؟
بله شاید با همین حروفها و لابهلای حروفها ولی دیگران باید بیایند و نظر بدهند و بگویند من که هستم و خودم نمیتوان چیزی بگویم چون اگر در مورد تابلوهایم توضیح بدهم در واقع آنها را ترجمه کرده ام که دیگر خود تابلو نیست بلکه ترجمه آن است. مثل این که از حافظ بخواهیم شعر خودش را ترجمه کند و توضیح بدهد که این در نهایت دیگر آن شعر نیست و چیز دیگری درمیآید.
-کدام یک از کارهایتان را بیشتر دوست دارید؟
کارهایی را بیشتر دوست دارم که همسرم میپسندد. یعنی اگر تمام هنرمندها بگویند که فلان کارم خوب است ولی همسر خوبم خلاف این را بگوید، از نظر من آن تابلو خوب نیست.
-آیا اگر کسی از کارتان انتقاد کند ناراحت میشوید؟
من هنوز به معنی واقعی انتقاد پی نبردهام. بعضی وقتها بعضیها ایراد میگیرند در حالیکه خودت میفهمی و میدانی که این ایراد نیست ولی مواقعی هست که چیزی را مکرر تجربه میکنی و بعد با دیگران صحبت می کنی و تابلوی خودت را به آنها نشان میدهی و نظرشان را می خواهی و دوستداری کارت پخته شود بنابراین از نظر دیگران استفاده میکنی. مثلا اوایل که در کارهایم از رنگهای تیره استفاده میکردم، همسرم نمی پسندید که حتی برای دیوارهای منزل از کارهای من استفاده کند ولی آهسته آهسته رنگ، نور و سایه روشن ها وارد کارم شدند تا جایی که این تابلوی آخرم که همان کعبه است روشنترین و نورانیترین تابلوی من است.
به همین خاطر تا زمانی که تابلوهایم روی دیوار نرفته اند از انتقاد افرادی که بدون غرض، فرض یا مرض در مورد تابلوی من صحبت میکنند استقبال میکنم ولی وقتی که تابلو روی دیوار میرود آنجا دیگر همه می توانند نظر بدهند و مردم برای نظر دادن آزاد هستند. و این بهتر است از اینکه تابلو اصلا دیده نشود. همین که میآیند پای تابلو میایستند، میبینند و نظر میدهند از نظر من بهتر از دیده نشدن تابلو است. من اعتقاد دارم اگر درخت سیب بداند که کسی دیگر سیبش را نمیکند و نمیخورد دیگر سیب نمیدهد.
-آیا در آینده امکان دارد که سبک کاری شما عوض شود یا تغییر کند؟
بله البته. الان عالم من این است شاید تنزل پیدا کنم و به عالم دیگری بروم و شاید هم ارتقا پیدا کنم و به عالم دیگری بروم، یک درجه دیگر و یا شاید تشخیص دادم که عناصر دیگری را به کارم اضافه کنم ولی سعی میکنم حروف جزوی از خصوصیت اصلی کارم باشد و هرچند دست و بالم را میبندند ولی به آنها متعهد باشم. ضمن اینکه خوشنویسی عالم خودش را هم دارد و فضایی هست که دیگران می پسندند و قابل گفتگو هست.
شما ممکن است که یک پرتره را روی دیوار قرار بدهید ولی بعد از یک هفته دیگر دیده نشود اما یک تابلوی تشکیل شده از حروف را که روی دیوار میگذارید اینطور نیست. ضمنا یکی از خصوصیات دیگر کارهای من اینست که تابلو را از هر طرف که به دیوار آویزان کنید متعهد هستم که جلوه بصری خودش را حفظ کند و به همین دلیل هم تعداد زیادی از کارهایم دکوراتیو درآمده است.
شما هر هفته میتوانید تابلوی من را بچرخانید که متناسب با این چرخشها حس تابلو عوض میشود گاهی حس سبکی و گاهی حس سنگینی پیدا میکند و این قابلیت را هم دارد که بحث و گفتگو درباره اش انجام شود. در حال حاضر سعی میکنم که کارهایم دلنشین، دلپذیر و تماشایی باشد ولی سعی نکردم کارهایم جالب باشند زیرا که این روزها جالبنمایی کارها در دنیا مُد شده است و کارها را بزرگ و هم اندازه یک آپارتمان درست میکنند که چیز خاصی هم نیست؛ یک مجسمه است با ابعاد بزرگ و هر کسی که نگاه میکند به نظرش جالب می آید.