نگاهی به فیلم «ویلایی ها» اولین ساخته منیر قیدی

نیمه پنهانِ حماسه

نیمه پنهانِ حماسه
«ویلایی ها» یکی از فیلم های ژانر دفاع مقدس امسال جشنواره فیلم فجر در سومین روز از جشنواره در سالن برج میلاد برای اصحاب رسانه به نمایش درآمد. این فیلم ماجرای زندگی زنانی است که در خانه‌های ویلایی شهرک شهید کلانتری در نزدیکی جبهه جنگ زندگی می‌کنند و در کار پشتیبانی جنگ هستند. کارگردانی این اثر را منیر قیدی برعهده داشته و ثریا قاسمی، پریناز ایزدیار، طناز طباطبایی و صابر ابر در آن نقش آفرینی کرده اند. در ادامه یادداشت وب سایت رسمی حوزه هنری درباره این فیلم را می خوانید.
دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۳
کد خبر :  ۱۱۲۹۴

«ویلایی ها» روایت عده ای از زنان در دهه شصت است که همسران یا فرزندان شان در خط مقدم جبهه مشغول جنگ هستند و آنها هم برای نزدیک بودن به عزیزانشان و البته کمک رسانی به جبهه در منطقه ای پشت خط مقدم و در ویلاهایی قدیمی و نیمه مخروبه در شهرک کلانتری اقامت دارند. این زنان از لحاظ سنی و فرهنگی با هم هیچ گونه تشابهی ندارند، اما هریک در تنهایی خود به سر می برند و این تنهایی و چشم انتظاری است که آن ها را به هم متصل می کند.

                         

فیلم شروعی نسبتا خوب و درگیر کننده دارد و قصه پیرزن و نوه هایش و اختلاف نظرش با عروسش بر سر ماندن و رفتن از ویلاها تا جایی برای مخاطب جذاب بنظر می رسد و به این ترتیب فیلم تا بیست دقیقه به همراه داستانی که البته نیاز به پیش برنده دراماتیک دارد، طی می شود اما از آن به بعد دست فیلمساز خالی می ماند و بزنگاهی که برای یک اثر درام ضروری تلقی می شود، در فیلم وجود ندارد. زندگی این زنان روندی کاملا روزمره و عادی دارد و هر از گاهی این سکون با بمباران و موشک باران عراقی ها دستخوش تغییر می شود. در واقع تنها بزنگاه دراماتیکی که کارگردان برای درام فیلم اش در نظر گرفته همین موشک باران ها و البته رسیدن خودروی های حاوی پیام شهادت یا مجروح شدن رزمندگان است.

       

تماشاگر به امید این که به جز خبر شهادت رزمندگان و روزمرگی های این زنان موقعیت داستانی جدیدی ایجاد شود، فیلم را تا میانه های تماشا می کند ولی پس از آن باید با سکون رایج در فیلم و موقعیت های داستانی تکراری و داستانک های نه چندان جذابش سر کند. داستانک هایی مانند عشق برادر الیاس و دختری که جنوبی نیست و تا آخر فیلم هم مشخص نمی شود چرا در کمپ زنان ماندگار شده یا داستانک زنی باردار که مرتب برای رفتن به شهر بار و بنه می بنند و هربار هم پشیمان می شود و... این داستانک ها شاید سرگرم کننده باشند و همانند پاساژهایی برای فیلم عمل کنند اما قادر به کشیدن بار داستانی یک اثر بلند سینمایی نیستند.
«ویلایی ها» اما به عنوان اولین اثر سینمایی کارگردانش ساختاری مقبول دارد. در فیلم خطاهای فنی و تکنیکی کم دیده می شود. تمامی سکانس های مربوط به بمباران کاملا حرفه ای از آب درآمده اند. فیلم طراحی صحنه و لباس بی نقصی دارد. تمامی ویلاهای شهرک و به خصوص بیمارستان و محل نگهداری شهدا کاملا شبیه به مکان های واقعی در دهه شصت هستند. فیلم همچنین تدوین خوبی دارد و با اینکه ملات داستانی اش برای یک فیلم سینمایی کم به نظر می رسد اما تدوین سنجیده اجازه نمی دهد اثر از ریتم افتاده و حوصله مخاطب را سر ببرد. به جز اینها اولین فیلم قیدی دارای بازی های بسیار خوبی است. به جز بازی پریناز ایزدیار که درک درستی از زن محکم و صبور نداشته و اجرایی خشک دارد، همه بازی ها خوب و درخشانند. طناز طباطبایی از پس بازی در لحظات سخت برآمده (هرچند که در بخش هایی که زن آرام است بازی تکراری و نگاه های همیشگی اش را دارد) اما بی شک درخشان ترین بازی این فیلم را بازیگر پیشکسوت سینمای ایران ثریا قاسمی ارائه داده است. قاسمی در نقش عزیز خانم بازی خیره کننده ای دارد به طوری که «ویلایی ها» را بدون او و بازی گرم و به یاد ماندنی اش نمی توان تصور کرد.  

           

از سوی دیگر «ویلایی ها» ابعاد تازه ای از واقعیت های دفاع مقدس را بیان می کند. خانواده هایی که رنج زندگی در یک منطقه جنگی و بدون امکانات را قبول کرده و جان خود و فرزندان شان را به خطر انداختند تا در کنار همسران شان در پشت جبهه نقشی در دفاع از کشورشان داشته باشند. در این فیلم شاهد حضور پرتعداد زنانی هستیم که تلاش کردند گوشه ای از رنج زنان فرمانده هان دفاع مقدس را که دوشادوش مردان شان در جنگ حضور داشتند، به نمایش بگذارند. زنانی که تمام ساعات را در دلهره و انتظار سر می کردند و با دیدن ماشین ونی که آذوقه و لوازم مورد نیاز زندگی را برای شان می آورد دلهره شان دو برابر می شد که این بار کدام زن نامه شهادت همسرش را دریافت می کند و لباس عزا به تن می کند. فیلم تلاش می کند تا قسمتی از فداکاری ها و ایثار زنان در هشت سال دفاع مقدس را به تصویر بکشد. زنانی که نه قهرمان نامیده شدند و نه کوچه ای به نام شان شد و نه در موردشان کتاب و فیلم ساخته و نوشته شد اما چه کسی است که نداد این شیرزنان نیمه پنهان حماسه بودند؛ قهرمانانی که هرگز مدالی دریافت نکردند.

ارسال نظر